آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٣٤ - نمونهها
مورد نهي شارع دانست؛ بلکه در اين جا اگر کسي اشتراک کاربرد حرام و حلال شطرنج را پذيرفت، ميتواند آن را به قصد کاربرد حلال، تهيه و براي بازي بدون برد و باخت، استفاده کند. آنچه امام خميني از نتايج پذيرش مبناي پرسشگر دانسته (مانند حلال بودن اموال عمومي و انفال؛ و ماندن در حِصار وقف و جلوگيري از تخريب مسجدهايي که در سر راه واقع شدهاند)، همه مبتني بر اين نکتهاند که الفاظ و واژهها، با بار اجتماعي و تاريخيشان به درون روايات راه يافتهاند و شناختن اين بار، نيازمند بررسي فقيهانه، خردمندانه و معتدلانه است؛ همان نکتهاي که امام خميني آن را «تأثير مکان و زمان در اجتهاد» ناميد و تأثير شگرفي بر فهم احکام از روايات دارد. گفتني است اين تخصيص و تعميم، کار هر کسي نيست و نيازمند تحصيل مبادي و داشتن زمينههايي است؛ مانند: آگاهي از دانش لغت، فقه و اصول فقه، و آشنايي با زمينههاي تاريخي و فرهنگي صدور روايات، و نيز موضوعشناسي دقيق. براي نمونه، آيا ميتوان گفت: در روايتي که ذبح حيوان را تنها با آهن درست ميداند، مقصود، چيزي تيز است؛ به گونهاي که حيوان کمترين رنج را تحمّل کند؟ آيا ميتوان روايتي که قصاص قاتل را با شمشير خواسته است، به اين معنا دانست که هر ابزاري که جان قاتل را سريع و راحت بگيرد، مجاز است و مقصود، تنها شمشير نيست، و مثلاً گلوله ميتواند جاي آن را بگيرد، و مراد نهايي، همان گونه که حديث گفته، بازيچه نکردن قاتل و نسپردن اختيار کامل او به اولياي دم است؟ نمونه دوم: افتادن حيوان در روغن بررسي ميکنيم تا به صورت عيني، با اين مسئله رو به رو شويد. ميدانيم حيواناتي مانند موش که خون جهنده دارند، پس از افتادن و خفه شدن در چيزهايي مانند آب قليل و روغن زيتون، مردار و نجس شمرده ميشوند و تمام آن مايع را نيز نجس ميکنند؛ اما امام صادق عليه السلام در روايتي، در اين باره تفصيل داده و نجاست همه روغن و لزوم دور ريختن را مختصّ تابستان نموده است و در فصل زمستان، به دور ريختن روغن گرداگرد حيوان، بسنده کرده است: