مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨ - سنّت پيامبر و تكفير مسلمانان
گفت: به عدالت رفتار كن! در بين كسانى كه در جلسه بودند ولوله اى برپاشد. از آن جمله خالد بن وليد بود كه به پيامبر گفت: يارسولاللّه! اجازه دهيد گردنش را بزنم! و حضرت فرمود:
«لا، فلعلّه يكون يصلّى... انه ربّ مصل يقول بلسانه ما ليس فى قلبه. سپس اضافه كردند: انّى لم اؤمر اَن انقب قلوب الناس و لا اشق بطونهم».[١]
«نه، شايد كه او از نمازگزاران باشد... هستند نمازگزارانى كه آنچه مى گويند در قلبشان نيست... من مجاز نيستم به نهانخانه درون مردم راه يابم و از اسرار درونى آنها گاه شوم».
در پرتو اين احاديث فراوان و روشنگر از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)و سخنان انديشمندان اسلامى، در مى يابيم كه تكفير مسلمان، كارى سهل و ساده نيست و بسيار دشوار و خطير است.
خداوند مى فرمايد:
((وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جائَهُمُ البَيِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ)).[٢]
«و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند (آن هم) پس از آنكه نشانه هاى روشن (پروردگار) به آنها رسيد و آنها عذاب عظيمى دارند».
[١] صحيح بخارى: ٥/١٦٤ . باب «بعث على و خالد بن وليد» از كتاب «المغازى».
[٢] آل عمران / ١٠٥.