مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣ - فصل نخست
«عده اى معتقدند هيچ مسلمانى به دليل اعتقاد يا فتوايى خاص، سزاوار نسبت كفر و يا فسق نيست. اگر كسى در مسئله اى اجتهاد نمود و به آنچه حق تشخيص داد متمايل شد، در هر صورت سزاوار پاداش و اجر است. اگر به اعتقاد صحيح دست يافت دو پاداش دارد و اگر به اعتقاد درست دست نيافت يك پاداش.
نظر ابن ابى ليلى، ابو حنيفه، شافعى، سفيان ثورى، داود ابن على و تمام صحابه اى كه در اين موضوع به نظرشان دست يافته ايم همين است و نظرمخالفى در اين زمينه مشاهده نكرديم».[١]
٢. شيخ الاسلام تقى الدين السبكى در اين زمينه گفته است:
«تكفير نمودن مؤمنين، كارى بس دشوار است و هر فرد مؤمنى تكفير بدعت گذاران و افراد لاابالى را كه گوينده لا اله الاّ اللّه و محمد رسول اللّه هستند را،بس سنگين مى شمارد. چرا كه تكفير نمودن، بسيار دشوار است».[٢]
٣. احمد ابن زاهر سرخسى اشعرى مى گويد:
«هنگامى كه ابوالحسن اشعرى در منزل من در بغداد، در حال احتضار بود،دستور داد پيروانش حاضر شوند و سپس در جمع آنان گفت: شاهد باشيد كه من هرگز كسى از اهل قبله را به خاطر ارتكاب گناهى تكفير نكردم. چرا كه به اعتقاد من همه آنها به خداى يگانه
[١] ابن حزم، الفصل:٣/٢٩١.
[٢] شعرانى، اليواقيت و الجواهر:٢/١٢٥، چاپ سال ١٣٧٨ ق.