مرزهاى توحيد و شرك در قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١
خاطرات حوادث گذشته از ذهن ها زدوده شود.[١]
ب. مسلمانان در جنگ با قبيله بنى مصطلق به پيروزى رسيدند و پيامبر منبع آب آنان را ]كه در آن روزگار رگ حياتى جنگجويان محسوب مى شد[ در اختيار گرفت. در همين حال نزاعى بين دو نفر از مهاجرين و انصار در گرفت و هر يك، دوستان مهاجر و انصار خود را به يارى طلبيد. فرياد آنان به گوش پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد.
حضرت بلافاصله فرمودند: دعوها فانّها منتنة....[٢]
«يارى خواهى از قبيله كارى فاسد و آزار دهنده است».
يعنى;كمكخواهى از طائفه، كلمه خبيثه ايست كه بازمانده دوران جاهليت است و خداوند مؤمنين را برادر يكديگر و اعضاء حزب واحدى قرار داده است. پس بايد هر دعوتى در هرزمان و مكان در جهت مصالح اسلام و عموم مسلمانان صورت گيرد، نه در جهت منافع گروهى خاص بر عليه گروه ديگر. هر كس به رسم دوران جاهليت رفتار كند، در اسلام مورد سرزنش و نكوهش است.
بنابراين، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) هر گونه دعوتى را كه موجب گسستن مسلمانان و از هم پاشى وحدت آنان شود، دعوتى فاسد ناميدند،
[١] الدر المنثور: ٢/٢٨٧، در تفسير آيه ١٠٣ سوره آل عمران، از مقاتل ابن حيان نقل است كه اين آيه، در مورد دو قبيله از قبايل انصار نازل شده است. تا آنجا كه مى گويد: پيامبر پس از ورود به مدينه، بين آنان آشتى برقرار كرد.
[٢] ابن هشام : السيرة النبوية: ٣/٣٠٣، غزوه بنى مصطلق.