تعليم و تربيت در اسلام
(١)
درس اول تعليم و تربيت(1)
١٥ ص
(٢)
تعريف تعليم
١٥ ص
(٣)
تعليم واقعى
١٥ ص
(٤)
آثار تعليم
١٦ ص
(٥)
تعريف تربيت
١٦ ص
(٦)
موضوع تعليم و تربيت
١٨ ص
(٧)
درس دوم تعليم و تربيت(2)
٢١ ص
(٨)
تفاوت تعليم با تربيت
٢١ ص
(٩)
رابطه تعليم با تربيت
٢٣ ص
(١٠)
تقدم تربيت بر تعليم
٢٥ ص
(١١)
درس سوم اهميت تعليم و تربيت(1)
٢٩ ص
(١٢)
ارزش علم از ديدگاه اسلام
٢٩ ص
(١٣)
ارزش علم از ديدگاه دانشمندان
٣١ ص
(١٤)
اهميت تعليم و تعلم در اسلام
٣٢ ص
(١٥)
درس چهارم اهميت تعليم و تربيت(2)
٣٥ ص
(١٦)
اهميت تربيت
٣٥ ص
(١٧)
اهميت تربيت از ديدگاه اسلام
٣٥ ص
(١٨)
اهميت تربيت از ديدگاه انديشمندان
٣٨ ص
(١٩)
درس پنجم و ششم اهداف تعليم و تربيت(1 و 2)
٤١ ص
(٢٠)
اهميت تعيين اهداف
٤١ ص
(٢١)
ضرورت شناخت اهداف
٤١ ص
(٢٢)
انواع هدف
٤٢ ص
(٢٣)
الف - هدف غايى
٤٢ ص
(٢٤)
ب - اهداف كلى و زمينهساز
٤٢ ص
(٢٥)
1 - شناخت خدا
٤٣ ص
(٢٦)
الف - نشاط و اطمينان قلب
٤٣ ص
(٢٧)
ب - ادراك لذايذ معنوى
٤٤ ص
(٢٨)
2 - شناخت انسان
٤٧ ص
(٢٩)
انسان از ديدگاه اسلام
٤٧ ص
(٣٠)
جهتگيرى تربيتى قرآن
٤٨ ص
(٣١)
3 - شناخت جامعه و تاريخ
٤٩ ص
(٣٢)
4 - شناخت طبيعت
٥١ ص
(٣٣)
اهداف تفصيلى و زمينه ساز
٥٣ ص
(٣٤)
درس هفتم اصول تعليم و تربيت(1)
٥٥ ص
(٣٥)
اصل هدفدارى جهان و انسان
٥٥ ص
(٣٦)
الف - هدفدارى جهان
٥٥ ص
(٣٧)
ب - هدفدارى حيات انسان
٥٦ ص
(٣٨)
1 - دليل نقلى
٥٧ ص
(٣٩)
2 - دليل عقلى
٥٧ ص
(٤٠)
ج - نتيجه بحث
٥٨ ص
(٤١)
اصل تركيب انسان از جسم و روح
٥٨ ص
(٤٢)
الف - ديدگاه قرآن پيرامون جسم و روح
٥٩ ص
(٤٣)
ب - ارتباط جسم و روح
٦٠ ص
(٤٤)
ج - تأثير متقابل
٦٠ ص
(٤٥)
درس هشتم اصول تعليم و تربيت(2)
٦٣ ص
(٤٦)
اصل قابليت انسان براى رشد و كمال
٦٣ ص
(٤٧)
چگونگى تكامل انسان
٦٥ ص
(٤٨)
1 - خودآگاهى؛
٦٥ ص
(٤٩)
2 - جهان آگاهى؛
٦٥ ص
(٥٠)
اصل ايمان و عمل صالح، ابزار رسيدن به كمال
٦٦ ص
(٥١)
الف - حيات طيب
٦٧ ص
(٥٢)
ب - خلافت روى زمين
٦٧ ص
(٥٣)
ج - فلاح و رستگارى
٦٨ ص
(٥٤)
درس نهم اصول تعليم و تربيت(3)
٧١ ص
(٥٥)
اصل آزادى، اختيار و مسؤول بودن انسان
٧١ ص
(٥٦)
مفهوم آزادى
٧١ ص
(٥٧)
اقسام آزادى
٧٢ ص
(٥٨)
الف - آزادى اجتماعى
٧٢ ص
(٥٩)
ب - آزادى معنوى
٧٢ ص
(٦٠)
دلايل آزادى انسان
٧٣ ص
(٦١)
اصل شرافت و كرامت انسان
٧٤ ص
(٦٢)
كرامت، محور تعليم و تربيت الهى
٧٦ ص
(٦٣)
درس دهم ويژگيهاى تعليم و تربيت اسلامى(1)
٧٩ ص
(٦٤)
جامعيت
٧٩ ص
(٦٥)
الف - توجه به بعد معنوى
٧٩ ص
(٦٦)
ب - توجه به بعد عقلانى و علمى
٨٠ ص
(٦٧)
ج - توجه به بعد عاطفى
٨٠ ص
(٦٨)
د - توجه به بعد اجتماعى
٨١ ص
(٦٩)
برخوردارى از راهحلهاى صحيح و عملى
٨١ ص
(٧٠)
ناظر دانستن خدا بر اعمال انسان
٨٢ ص
(٧١)
درس يازدهم ويژگيهاى تعليم و تربيت اسلامى(2)
٨٥ ص
(٧٢)
مسؤول دانستن انسان نسبت به اصلاح خود و ديگران
٨٥ ص
(٧٣)
الف - صالح بودن
٨٥ ص
(٧٤)
ب - مصلح بودن
٨٦ ص
(٧٥)
ترجيح حيات اخروى
٨٧ ص
(٧٦)
محدود ندانستن فراگيرى علم
٨٨ ص
(٧٧)
درس دوازدهم انواع تربيت(1)
٩١ ص
(٧٨)
تربيت بدنى
٩١ ص
(٧٩)
الف - تغذيه
٩٢ ص
(٨٠)
ب - بهداشت
٩٣ ص
(٨١)
ج - ورزش
٩٣ ص
(٨٢)
تربيت عقلى
٩٤ ص
(٨٣)
الف - عقل از ديدگاه اسلام
٩٤ ص
(٨٤)
ب - راههاى پرورش و شكوفايى عقل
٩٥ ص
(٨٥)
ج - آفت زدايى
٩٦ ص
(٨٦)
د - امور ضرورى در تربيت عقل
٩٧ ص
(٨٧)
1 - عقل بايد غربال كننده باشد
٩٧ ص
(٨٨)
2 - دورانديشى
٩٧ ص
(٨٩)
3 - پيروى نكردن از اكثريت
٩٨ ص
(٩٠)
4 - تأثير ناپذيرى از قضاوت ديگران
٩٨ ص
(٩١)
درس سيزدهم انواع تربيت(2)
١٠١ ص
(٩٢)
تربيت قلب
١٠١ ص
(٩٣)
اهميت تربيت قلب
١٠١ ص
(٩٤)
ديدگاه اسلام
١٠٢ ص
(٩٥)
الف - پيرايش آفتها
١٠٣ ص
(٩٦)
ب - پرورش اسباب تزكيه
١٠٥ ص
(٩٧)
لزوم هماهنگى بين انواع تربيت
١٠٦ ص
(٩٨)
درس چهاردهم تا هفدهم عوامل مؤثر در تربيت(1 و 2 و 3 و 4)
١١١ ص
(٩٩)
وراثت
١١١ ص
(١٠٠)
الف - وراثت چيست؟
١١١ ص
(١٠١)
ب - چگونگى انتقال
١١٢ ص
(١٠٢)
ج - ژنهاى بارز و مخفى
١١٣ ص
(١٠٣)
د - انواع وراثت
١١٣ ص
(١٠٤)
1 - وراثت جسمى
١١٣ ص
(١٠٥)
2 وراثت عقلى
١١٤ ص
(١٠٦)
3 - وراثت اخلاقى و اعتقادى
١١٤ ص
(١٠٧)
ه - وراثت از ديدگاه اسلام
١١٧ ص
(١٠٨)
و - هماهنگى عوامل وراثتى در پدر و مادر
١١٩ ص
(١٠٩)
ز - پيشگيرى از ناهنجاريهاى وراثتى
١٢٠ ص
(١١٠)
1 - بهداشت جسمى
١٢١ ص
(١١١)
2 - بهداشت عقلى
١٢١ ص
(١١٢)
3 - بهداشت عقيدتى و اخلاقى
١٢٢ ص
(١١٣)
محيط
١٢٥ ص
(١١٤)
الف - تعريف محيط
١٢٥ ص
(١١٥)
ب - اهميت محيط
١٢٥ ص
(١١٦)
ج - انواع محيط
١٢٦ ص
(١١٧)
1 - خانواده
١٢٦ ص
(١١٨)
محبت در خانواده
١٢٧ ص
(١١٩)
اعتدال در محبت
١٢٨ ص
(١٢٠)
مسؤوليت خانواده
١٢٩ ص
(١٢١)
مسؤوليتهاى پدر و مادر
١٢٩ ص
(١٢٢)
1 - ارج نهادن به فرزند
١٣٠ ص
(١٢٣)
2 - رعايت مساوات
١٣٠ ص
(١٢٤)
3 - گسترش دوستى
١٣١ ص
(١٢٥)
4 - نظارت دقيق
١٣١ ص
(١٢٦)
5 - دور نگهداشتن كودك از مسايل جنسى
١٣١ ص
(١٢٧)
6 - آشناسازى و ترغيب فرزندان نسبت به ارزشهاى رفتارى
١٣١ ص
(١٢٨)
7 - نهى از زشتيها
١٣٢ ص
(١٢٩)
8 - ايجاد عفت و پاكدامنى در فرزندان، به واسطه بيان و معرفى نمونههاى تاريخى و عمل خود
١٣٢ ص
(١٣٠)
2 - مدرسه
١٣٥ ص
(١٣١)
نقش مدرسه
١٣٦ ص
(١٣٢)
3 - اجتماع
١٣٨ ص
(١٣٣)
«منابع و مآخذ»
١٤٣ ص

تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٨ - ٤ - تأثير ناپذيرى از قضاوت ديگران

هر كه آخربين بود او مؤمن است‌

هر كه آخوربين بود او بيدن است‌[١]

٣- پيروى نكردن از اكثريّت‌[٢]:

سوّمين مورد آن است كه عقل را بگونه‌اى پرورش دهيم كه خود را ملزم به پيروى از اكثريّت نداند؛ يعنى طورى نباشد كه هميشه ببيند اكثريّت چه مى‌گويند و به كدام راه مى‌روند تا همان را بگويد و به همان راه برود يا تحت تأثير حرفهايى مثل، «خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» قرار گيرد و به پيروى از جماعت ملزم شود، بلكه بايد در عين شنيدن حرفهاى آنان، خودش هم انديشه كند و هر كدام را درست تشخيص داده، عمل نمايد؛ زيرا چه بسا كه اكثريّت نيز اشتباه كنند و از مسير حقّ منحرف شوند. امام كاظم ٧ فرمود: خداوند اكثريت را سرزنش كرده و فرموده است:

«وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»[٣]

اگر از اكثريت مردم روى زمين پيروى كنى، تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد.

٤- تأثير ناپذيرى از قضاوت ديگران:

آخرين مسأله‌اى كه در تربيت عقل بايد مورد دقّت قرار گيرد، اين است كه تحت تأثير گفته‌هاى بى‌پايه ديگران واقع نشود؛ يعنى عقل را چنان تربيت كند كه وقتى تصميمى سنجيده گرفت يا يقين به چيزى پيدا كرد، به سادگى دست از آن برندارد و با حرفهاى نابخردانه ديگران منصرف نشود. امام كاظم ٧ با تمثيل جالبى اين حقيقت را چنين بيان مى‌كند:

«يا هِشامُ لَوْ كانَ فى يَدِكَ جَوْزَةٌ وَ قالَ النَّاسُ لُؤْلُؤَةٌ ما كانَ يَنْفَعُكَ وَ انْتَ تَعْلَمُ انَّها جَوْزَةٌ وَ لَوْ كانَ فى يَدِكَ لُؤْلُؤَةٌ وَ قالَ النَّاسُ انَّها جَوْزَةٌ ما ضَرَّكَ وَ انْتَ تَعْلَمُ انَّها لُؤْلُؤَةٌ»[٤]

اى هشام اگر در دستت گردويى بود، ولى مردم گفتند: مرواريد است، فايده‌اى به تو نرساند در حالى كه تو مى‌دانى آن گردوست و اگر در دستت مرواريدى بود، ولى مردم گفتند: گردوست، ضررى به تو نرساند، در حالى كه تو مى‌دانى آن مرواريد است.


[١] - مثنوى معنوى،( بيدن: بى‌دين).

[٢] - البته منظور از اكثريت بى‌دينان و دنياگرايان‌اند و گرنه اكثريت مسلمانان واقعى و حقگرا مورد تحسين و خواست اسلام است.

[٣] - بحارالانوار، ج ١، ص ١٣٥.

[٤] - همان، ص ١٣٦.