تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٢ - ب - آزادى معنوى
عبوديت، اسارت و اجبار است[١] و در اصطلاح عبارت است از: داشتن توانايى انتخاب وسيله يا هدف و به عبارت ديگر، توانايى مثبت براى تعيين موقعيتى است كه انسان مىخواهد و اختيار عبارت است از به كار بردن آزادى در راه خير و كمال.[٢]
اقسام آزادى
شهيد مطهرى (ره) آزادى را به دو نوع؛ اجتماعى و معنوى تقسيم كرده، پيرامون هر يك چنين توضيح مىدهد:
الف- آزادى اجتماعى:
يعنى بشر بايد در اجتماع از ناحيه ساير افراد، آزادى داشته باشد، ديگران مانع رشد و تكامل او نشوند. جلوى فعّاليتش را نگيرند، دنيا را به شكل يك زندان برايش درنياورند، استثمارش نكنند و قواى فكرى و جسمى او را در جهت منافع خود به كار نگيرند.[٣]
ب- آزادى معنوى:
انسان يك موجود مركّب و داراى قوا و غرايز گوناگونى است. در وجود او قواى نيرومندى چون شهوت، غضب، حرص، جاه طلبى، افزون طلبى و ...
وجود دارد و در مقابل، از عقل، فطرت، وجدان اخلاقى و ... نيز برخوردار است. اگر انسان تابع قوا و غرايز درونى خود باشد، در واقع برده و اسير رذايل و پستيها گشته و نمىتوان او را آزاد ناميد، ولى اگر از عقل، فطرت و وجدان خويش پيروى كرد و اسير خشم، شهوت و منفعت طلبى نشد از نظر معنوى آزاد است. بطور مثال:
اگر كسى زن نامحرمى را ديد و حسّ شهوت، او را به چشمچرانى و تعقيب تحريك كرد، ولى غيرت و وجدانش چنين اجازهاى به او نداد، وى آزاد مرد است و در مقابل، اگر شخصى به خواستههاى چشم، گوش، شكم و دامن خود تن در دهد، اسير و بنده است.[٤]
[١] - لغت نامه دهخدا، واژه آزادى.
[٢] - شرح و تفسير نهج البلاغه، محمد تقى جعفرى، ج ١، ص ٦٨، با اندك تغيير.
[٣] - گفتارهاى معنوى، مرتضى مطهرى( ره)، ص ١٤، صدرا.
[٤] - همان، ص ١٩- ٤٠ و ٤٤.