تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٧ - ٢ - دليل عقلى
اثبات كرديم، ولى به خاطر اهميّت و محورى بودن انسان، در اينجا دو دليل ويژه بر هدفدارى حيات آدمى، از قرآن و برهان، اقامه مىكنيم:
١- دليل نقلى:
آيات متعددى از قرآن مجيد، «هدفدار» بودن زندگى انسان را تبيين كرده است كه به عنوان نمونه به دو آيه اشاره مىكنيم:
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[١]
و جنّ و انس را جز براى پرستش خود، نيافريدم.
«أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ»[٢]
آيا پنداريد شما را بيهوده آفريدهايم و شما به سوى ما بازگردانده نمىشويد؟
هشام بن حكم مىگويد: شخص كافرى از حضرت صادق ٧ پرسيد: بااينكه خداوند نيازى به مردم ندارد و مجبور به خلقت آنها هم نيست، چرا آنها را آفريده است؟
امام پاسخ داد:
«خَلَقَهُمْ لِاظْهارِ حِكْمَتِهِ وَ انْفاذِ عِلْمِهِ وَ امْضاءِ تَدْبيرِهِ»[٣]
آنان را آفريد تا حكمتش را نمايان سازد و دانشش را به جريان اندازد و برنامه خويش را عملى كند.
٢- دليل عقلى:
هر انسان عاقلى با اندك تأملى در افكار و كردار خويش و ديگران، به آسانى درمىيابد كه كاويدنش براى يافتن، و رفتنش براى رسيدن، و حركتش به سوى مقصد است و .... به گفته شهيد مطهّرى:
انسان در كارهاى عقلانى ومنطقى خود، هدف و غرضى دارد و در برابر هر «چرا» يك «براى» دارد و اگرانسان، كارى كهانجام دهد، در مقابلِ «چرا»، «براى» نداشتهباشد، آنكار، لغو و عبث و بيهوده وپوچ مىشود. حكمااثبات كردهاند عبث واقعى (كه كار انسان عارىاز هرگونه غرض و غايتى باشد) هيچ گاه از انسان صادر نمىشود و محال است كه صادر بشود ....»[٤]
[١] - ذاريات( ٥١)، آيه ٥٦.
[٢] - مؤمنون( ٢٣)، آيه ١١٥.
[٣] - بحارالانوار، ج ٥، ص ٣١٧.
[٤] - عدل الهى، مرتضى مطهرى، ص ١٨.