تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٠ - ٣ - شناخت جامعه و تاريخ
قرآن مجيد با طرح محورهاى ياد شده، پيروان خويش را به تفكّر و كاوش در آن فرامىخواند تا نخست، روابط خود را با اجتماع كنونى، رفتگان و آيندگان، بهبود بخشند.
آن گاه با فكرى آسوده و دلى مطمئن به سوى هدف غايى حركت كنند. نتيجه چنين برداشتى آن مىشود كه نقل تاريخ گذشتگان در جاى جاى قرآن، داستانسرايى و ايجاد سرگرمى براى خوانندگان تلقّى نمىشود، بلكه اهداف ظريف و مهمّ تربيتى را دنبال مىكند تا پيروان خويش را از كشاكش زندگى روزمرّه و لابهلاى تاريخ به مقصود نهايى رهنمون سازد. از اين رو، يادآورى مىشود:
«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ»[١]
پيش از شما [امتها و] سنّتهايى بوده است. بنابراين در زمين سير كنيد و بنگريد كه فرجام تكذيب كنندگان (پيامبران) چه بوده است.
سپس براى نتيجهگيرى از چنين دستورى مىفرمايد:
«هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ»[٢]
اين، براى مردم روشنگرى و براى باتقوايان هدايت و اندرز است.
از سوى ديگر، مؤمنان را به وادى انديشه درباره آينده جهان مىكشاند تا دچار خمودى و ركود نگردند و به پويايى و تحرك ادامه دهند؛ در موردى به آنان گوشزد مىكند كه تغيير و تحول وضعيت كنونى و سعادت و بدبختى آنان در حال و آينده بستگى به شيوه عملكرد آنها دارد كه بايد پيرامون آن، فكر اساسى كنند:
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ...»[٣]
خداوند، حالت ملّتى را دگرگون نمىكند تا اينكه خودشان چنين كنند.
و همراه آن نويد مىدهد كه آينده از آن شايستگانى است كه رفتار خويش را- با خدا و مردم- بهينه ساختهاند:
[١] - آل عمران( ٣)، آيه ١٣٧.
[٢] - همان، آيه ١٣٨.
[٣] - رعد( ١٣)، آيه ١١.