اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٢
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَأِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً ...» «١» هر كس از اخلاق عبادى(ج٢) ٨٨ درس دهم: اهتمام به نماز ياد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت ...
٢- اندوه دائمى: گمراهى و تنهايى ناشى از ترك عبادت، خود به خود نوعى وحشت و اندوه هميشگى را به انسان القا مىكند كه تا زندهاست از چنگ آن رهايى نخواهديافت.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
«إِذا قَصَّرَ الْعَبْدُ فِى الْعَمَلِ ابْتَلاهُ اللَّهُ تَعالى بِالْهَمِّ» «٢» هرگاه بنده در انجام وظيفه- از جمله عبادت- كوتاهى كند خداوند او را به اندوه مبتلا مىسازد.
٣- قساوت قلب: يكى ديگر از آثار ترك عبادت و قطع پيوند با خدا قساوت و سختى دل است. اين بيمارى خطرناك در اثر شكستن حريم قوانين الهى، دورى از خدا و ترك عبادت او به وجود مىآيد و در پى آن كار انسان به جايى مىرسد كه ديگر هيچ سخن حقّى در دلش نفوذ نمىكند گر چه با منطقى روشن و مستدل بيان شود و با فضيلتترين انسانها آن را بگويد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
«تَرْكُ الْعِبادَةِ يُقْسِى الْقَلْبَ؛ تَرْكُ الذِّكْرِ يُميتُ النَّفْسَ» «٣» ترك عبادت خداوند قلب را سخت مىكند و ترك ياد خداوند دل را مىميراند.
٤- خود فراموشى: آدمى در اثر غفلت از خداوند، ترك عبادت او و انحراف از مسير فطرت بتدريج بهمرحلهاى از گمراهى مىرسد كه «خود» را گم و يا فراموش مىكند و جسم خاكى خويش را كه «ناخود» است، «خود» مىپندارد. او در اين مرحله، همه تلاش خويش را مصروف رفاه و آسايش جسم مىكند و از تغذيه و اعتلاى روح خويش باز مىماند.
خود فراموشى يكى از نشانههاى بدبختى انسان است، چرا كه در اثر آن، فضايل و امتيازاتى را كه خداوند در وجود او قرار داده و به موجب آن او را بر ساير مخلوقات