اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٦
مىشود كه پاى شخص دوّمى در ميان باشد و او از عبادت انسان مطّلع شود، ولى عجب حالتى قلبى است كه حضور و اطّلاع ديگران در آن نقشى ندارد. همچنين عبادتى كه با عجب آميخته باشد، نهتنها ارتقاى معنوى انسان را در پى ندارد، بلكه موجب سقوط و بدبختى او نيز مىشود. از اينرو امام على عليه السلام گناهى را كه به دنبال آن توبه و پشيمانى باشد از چنين عبادتى بهتر مىداند:
«سَيِّئَةٌ تَسُوؤُكَ خَيْرٌ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ» «١» گناهى كه (
اخلاق عبادى(ج٢) ٨٢ الف - آثار دنيوى ص : ٨١ زشتى آن) تو را پشيمان سازد از [عبادت و] كار نيكى كه تو را به عجب وا دارد بهتر است.
٣- حرامخوارى غذاى آلوده و حرام، قلب و روح انسان را سخت و تيره مىسازد و لذّت و شيرينى عبادت را از كام جان مىزدايد. ازاينرو شايسته است انسان در آنچه مىخورد دقّت كند.
قرآن كريم در بيان ضرورت دقّت در خوردنىها مىفرمايد:
«فَلْيَنْظُرِ الْأِنْسانُ إِلى طَعامِهِ» «٢» انسان بايد به غذاى خويش بنگرد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله واقعيت حرامخوارى را با تمثيل جالبى چنين بيان مىكند:
«أَلْعِبادَةُ مَعَ أَكْلِ الْحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ» «٣» عبادت با حرامخوارى مانند ساختمانسازى روى شن است.
به يغما بردن دسترنج ديگران، خوردن مال يتيمان، احتكار، گرانفروشى، كمفروشى، سرقت، حقوقگرفتن و كار نكردن و ... نمونههايى از حرام خوارى است كه با روح عبادت