اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٤
آشكار نيست و بيشترين گرفتارىها و زيانهاى ناشى از ترك عبادت خداوند در جهان آخرت و پس از مرگ آشكار مىشود. اين بدبختىها از لحظه قبض روح آغاز مىشود، در طول حيات برزخى و قيامت ادامه مىيابد و به عذاب جاويدان دوزخ منتهى مىگردد.
برخى از آنها عبارت است از:
١- حسرت و ندامت در لحظه مرگ: ماهى تا در آب است قدر آب را نمىداند.
زمانى به ارزش آب پى مىبرد كه بين او و آب فاصله بيفتد. انسان نيز تا در اين دنياست و غرق در نعمتها و الطاف الهى است، به ارزش اين نعمتها پى نمىبرد و از فرصتى كه خداوند به او داده بهرهگيرى نمىكند، عبادت خدا را ترك مىگويد و گوهر گرانبهاى عمر را در راه معصيت او صرف مىكند. وقتى عمر انسان به پايان رسيد و دستش از اين جهان كوتاه شد. از خواب غفلت بيدار مىشود و به تاريكى سرنوشتى كه با دست خودش براى خويشتن رقم زده پى مىبرد. در اينجاست كه با اندوه و پشيمانى به ياد فرصتهاى از دست رفته مىافتد و حسرت روزگار گذشته را مىخورد و آرزو مىكند به دنيا بازگردد و عبادات و اعمال صالحى را كه انجام نداده، تدارك كند، ليكن افسوس كه اين آرزو هرگز برآورده نمىشود و بازگشتى در كار نيست.
قرآن كريم حال چنين افرادى را در آغاز زندگى برزخى چنين ترسيم مىكند:
«حَتَّى اذا جآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزخٌ الى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» «١» (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مىدهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد مىگويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترك كردم عبادت و عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مىگويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مىگويد (و اگر باز گردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند! جالب آنكه اينان در جهنم نيز همين تقاضاى بازگشت به دنيا را مطرح مىكنند و