اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٧
عبادت خالصانه آناستكه انسانجز بهپروردگارش اميدوارنباشد و جز از- پيامد- گناهش نترسد.
اخلاص موجب مىشود كه انسان رضاى خداوند را ملاك انجام هر كارى قرار دهد و تمامى كنشها، واكنشها، اقدامها و پرهيزهايش را با خشنودى او همسو و هماهنگ سازد، خدا را منشأ هر خير و بركتى بداند، اميد خود را از آنچه در دست ديگران است قطع كند، تنها به رحمت واسعه الهى اميدوار بوده و مشيّت او را در جهان نافذ و حاكم شمارد.
اخلاص در عبادت چنان علوّ همّتى به انسان مىدهد كه ديگر ستايش و نكوهش ديگران در اراده و عمل او تأثير نمىگذارد، مقام و ثروت بيكران او را به طمع نمىاندازد، تهديدهاى جانى و مالى او را از ادامه راهش باز نمىدارد، در پنهان و آشكار يكسان عمل مىكند و گفتار و كردارش با هم مطابق است و توقع هيچ پاداشى از ديگران ندارد.
از اين رو، رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«ما بَلَغَ عَبْدٌ حَقيقَةَ الْاخْلاصِ حَتَّى لا يُحِبَّ انْ يُحْمَدَ عَلى شَىْءٍ مِنْ عَمَلٍ لِلَّهِ» «١» هيچ بندهاى به حقيقت اخلاص دست نمىيابد مگر آنكه دوست نداشته باشد كه بر آنچه براى رضاى خدا انجام داده مورد ستايش قرار گيرد.
على عليه السلام نيز مىفرمايد:
«مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِيَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ فَقَدْ ادَّى الْامانَةَ وَ اخْلَصَ الْعِبادَةَ» «٢» كسى كه پنهان و آشكارش و رفتار و گفتارش با هم هماهنگ باشد، امانت را ادا كرده و عبادت را خالص نموده است.
عباد مخلَص خداوند پيامبران الهى و پيشوايان معصوم ما همگى اسوههاى عملى اخلاص در عبادت