اخلاق عبادى(ج2)
 
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص

اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٩

«اعْبُدِ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ فَانْ كُنْتَ لا تَراهُ فَأِنَّهُ يَراكَ» «١» خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مى‌بينى و اگر تو او را نبينى، او تو را مى‌بيند.
از ابى حمزه ثمالى نقل شده كه روزى حضرت زين‌العابدين عليه السلام را در حال نماز ديدم، يك سوى عباى آن حضرت از شانه‌اش افتاد؛ حضرت به آن توجّهى نكرد تا از نماز فارغ شد. علّت را جويا شدم. فرمود:
«وَيْحَكَ! اتَدْرى‌ بَيْنَ يَدَىْ مَنْ‌كُنْتُ؟ انَ‌الْعَبْدَ لاتُقْبَلُ مِنْهُ صَلاةٌ الَّا ما اقْبَلَ مِنْها» «٢» واى بر تو! آيا مى‌دانى در حضور چه كسى بودم؟ به درستى كه از نماز بنده پذيرفته نمى‌شود مگر آن مقدار كه در آن توجّه و اقبال قلبى داشته باشد.
ب- مقدمات نماز مقدمات نماز امورى هستند كه نمازگزار بايد قبل‌از شروع به نماز آنها را تحصيل كند، فقهاى بزرگوار در رساله‌هاى عمليّه، امورى را به عنوان مقدمه نماز بيان كرده‌اند كه بيشتر ناظر به بعد ظاهرى نماز است. نظير اين آداب بلكه عميق‌تر و گسترده‌تر از آن براى بعد باطنى و ملكوتى آن نيز مطرح است كه به اختصار به اهمّ آنها اشاره مى‌كنيم:
١- طهارت: همانگونه كه زدودن آلودگى‌هاى ظاهرى از بدن لازم است، پاكسازى از گناه، رذايل اخلاقى و ديگر پليدى‌ها نيز براى كمال بخشيدن به نماز ضرورت دارد، زيرا آلودگى جان به مراتب شديدتر از آلودگى ظاهرى است و به قول مولوى:
اين نجاست ظاهر از آبى رود و آن نجاست باطن افزون مى‌شود اخلاق عبادى(ج‌٢) ١٠٥ ج - مقارنات نماز ص : ١٠٣ اين‌نجاست بويش آيد بيست گام و آن نجاست بويش از رى تا به شام‌ بلكه بويش آسمان‌ها بر رود بر دماغ حور و رضوان بر شود «٣» البتّه طهارت روح خود انواع و مراتبى داردكه بسط و بيان آنها دراين مختصر نمى‌گنجد. «١» ٢- لباس: پس از زدودن آلودگى‌ها از بدن، لباسى لازم است كه آن را بپوشاند و ستر عورت كند. هر لباسى با هر كيفيّتى شايستگى حضور در پيشگاه ربوبى را ندارد. براى صحّت نماز دو شرط پاك و مباح بودن لباس كافى است. ولى براى اكمال نماز بايد ساير آداب مربوط به لباس نيز رعايت شود.
مهمتر از لباسى كه انسان تن خود را با آن مى‌پوشاند، لباسى است كه روح و جانش را با آن بيارايد. چه اين كه وقتى روح از آلودگى به معاصى و اخلاق رذيله و تعلّق به غير خدا منزّه و پيراسته شد، لازم است در پوشش ايمان و تقوا قرار گيرد تا از خطر انحراف و دستبرد شيطان محفوظ بماند. قرآن‌كريم لباس تقوا را براى انسان بهترين لباس دانسته مى‌فرمايد:
«وَ لِباسُ التَّقْوى‌ ذلِكَ خَيْرٌ» «٢» و پوشش تقوا نيكوتر است.
٣- مكان: گرچه تمام زمين از ديدگاه عارفان عبادتگاه خداست، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«جُعِلَتْ لِىَ الْارْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً» «٣» زمين برايم عبادتگاه و پاك كننده قرار داده شده.
ليكن چون همه‌جاى زمين از حيث شرافت و فضيلت يكسان نيست شايسته است انسان بهترين مكان را براى اداى نماز و راز و نياز با خداوند برگزيند و مسجد مناسب‌ترين مكان براى نماز است. چرا كه خداوند آن را خانه خود ناميده به اين معنا كه آنجا محلّ ديدار و مجلس انس با اوست. از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه خداوند مى‌فرمايد:
آگاه باشيد كه مساجد، خانه‌هاى من در زمين هستند و براى اهل آسمان مى‌درخشند همان‌گونه‌