اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١
بيان داشته مىفرمايد:
«فَأِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، امِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ، لِانَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اطاعَهُ ...» «١» خداى سبحان و بزرگ، جهانيان را آفريد، در حالىكه از طاعتشان بىنياز و از [گزند] نافرمانىشان در امان بود؛ زيرا نافرمانى آن كه او را عصيان كند، بدو زيانى نرساند و طاعت آن كس كه فرمانش را برد، بدو سودى نبخشد.
عبادت، هدف آفرينش اكنون كه روشن شد خداوند نيازى به عبادت بندگان ندارد و از طاعت آنها سود نمىبرد و از معصيت آنها نيز زيان نمىبيند، اين سؤال مطرح مىشود كه: بنابراين چرا ما را آفريده و چه هدفى او را به اين كار واداشته است؟
قرآن كريم پاسخهاى متفاوتى به اين پرسش مىدهد. يك جا، علّت آفرينش را آگاه ساختن انسان بر علم و قدرت نامحدود و بىزوال خداوند معرفى مىكند، «٢» در جاى ديگر، موضوع آزمايش انسان را مطرح مىكند كه خداوند مرگ و زندگى را آفريد تا انسانها را از نظر حسن انجام عمل مورد امتحان قرار دهد، «٣» آيه ديگرى، رحمت وسيع الهى و شمول آن را هدف آفرينش انسانها شمرده است «٤» و سرانجام، آيهاى هم هدف از خلقت و آفرينش انسان را عبادت و پرستش خداوند، ياد كرده مىفرمايد:
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْانْسَ الَّا لِيَعْبُدُونِ» «٥» جنّ و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا عبادت كنند (و از اين طريق، تكامل يابند و به من نزديك شوند).