اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٤
گواهى به رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامت امير مؤمنان عليه السلام نيز نوعى استمداد از روح بلند آن دو رادمرد بزرگ، براى عروج به ملكوت و موفقيّت در انجام اين سفر روحانى است. علاوه بر اين ضرورت اطاعت و انقياد در برابر اوامر آن بزرگواران را نيز به قلب و روح انسان يادآورى مىكند و خود به منزله نوعى اعتراف و اتمام حجت است چه اين كه وقتى پذيرفتيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاده خدا و مأمور هدايت انسانها و امام عليه السلام جانشين و تداوم بخش راه اوست، در صورت تخلّف از دستورات آنان جايى براى اعتذار در پيشگاه خداوند باقى نمىماند.
گفتن «حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ» و «حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ» و «حَىَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» «١» به منزله اعلام آماده باش و فراخوانى به همه قوا و ادراكات، براى حضور در پيشگاه قدس الهى است، زيرا فطرت انسان جوياى سعادت و فلاح است و اين فلاح نيز جز با انجام و اقامه بهترين اعمال- نماز- حاصل نمىشود.
٢- قيام (ايستادن): ادب قيام آن است كه نماز گزار به اين حقيقت توجّه كند و آن را به قلب خويش القا نمايد كه در مقابل چه كسى ايستاده و با كى سخن مىگويد. از سويى ذلّت، حقارت و تهيدستى خود و از سوى ديگر بزرگوارى، جلال و جبروت معبودش را در نظر بگيرد و خود را در مرأى و منظر او بداند، چرا كه اگر انسان خدا را نمىبيند، او انسان را مىبيند. قرآن كريم در اين باره خطاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزيزِ الرَّحيمِ الَّذى يَريكَ حينَ تَقُومُ» «٢» بر خداوند عزيز رحيم توكّلكن همانكسى كه وقتى (براى نماز و عبادت) قياممىكنى ترا مىبيند.
ابان بن تغلب مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
امام سجاد، على بن الحسين عليه السلام را ديدم كه وقتى به نماز مىايستاد، رنگ چهرهاش دگرگون مىشد!