اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٣
همچنين نماز، انسان را به خدا نزديك مىكند و نزديك شدن انسان به خدا موجب مىشود كه انسان بكوشد تا خداگونه شود؛ به اين معنا كه همانگونه كه خداوند از هر عيب و رذيلتى پاك و منزّه است او نيز روان خويش را از رذايل و آلودگىها بپيرايد.
بهعبارت ديگر يكىاز علل تشريع نماز «ياد خدا» است. چنانكه درقرآن كريم آمدهاست:
«اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى» «١» براى ياد من نماز را بر پا دار! و ياد خدا هم منشأ آرامش دل و امنيّت روانى است. همانطور كه قرآن مىفرمايد:
«الا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «٢» آگاه باشيد كه دلها با ياد خدا آرام مىگيرد.
از كنار هم گذاردن دو آيه فوق به روشنى مىتوان دريافت كه تأثير نماز در بهداشت روانى نمازگزاران قطعى است و آرامش و امنيّت نسبى بيشترى كه امروزه در جوامع اسلامى حكم فرماست، شاهد زندهاى بر اين مدّعاست. حضرت امام خمينى قدس سره در اين باره مىفرمايد:
شما پروندههايى كه در دادگسترىها، در جاهاى ديگر، دادگاههاست برويد ببينيد! از نمازخوانها ببينيد پرونده هست آنجا؟ از بىنمازها پرونده هست، هر چه پرونده پيدا كنيد پرونده بىنمازها هست» «٣» ٣- استقامت يافتن در برابر مشكلات يكى ديگر از آثارى كه در سايه نماز، نصيب نمازگزار مىشود، افزايش قدرت معنوى و نيروى پايدارى او در رويارويى با مشكلات و سختىهاست. شخص بىنماز به موجود بىپناهى مىماند كه در برخورد با حوادث و دشوارىهاى زندگى ناتوان است و چون با