اخلاق عبادى(ج2) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٥
نهتنها اصل و سرچشمه وجود او از خداست و از خود چيزى ندارد بلكه هدايت يافتن او به راه درست و توفيق انجام عبادت را نيز خدا به او ارزانى داشته است. بنابراين، بنده را چه جاى آن است كه بخواهد بر خداى خويش منّت گذارد و از عبادت دست و پا شكستهاى كه به جاى آورده احساس عُجب و افتخار كند؟ بلكه اين خود اوست كه بايد ممنون خداى مهربان باشد و هر چه توفيق عبادت بيشتر پيدا مىكند بر سپاس خويش به درگاه الهى بيفزايد. به قول سعدى:
بنده همان به كه ز تقصير خويش عذر به درگاه خدا آورد ور نه سزاوار خداوندىاش كس نتواند كه به جا آورد كسانى كه به لطف و عنايت خداوند، توفيق عبادت او را پيدا مىكنند خوب است از شر اين بيمارى خطرناك روحى همواره بر حذر بوده و بدانند كه عُجب دردى كشنده و آفتى بر باد دهنده است كه هستى و حيات عبادات و اعمال نيك را نابود مىكند و آنها را تباه مىسازد. امام على عليه السلام در تبيين اين حقيقت مىفرمايد:
«مَنَ أُعْجِبَ بِعَمَلِهِ أَحْبَطَ أَجْرَهُ» «١» كسى كه از عمل خويش شگفتزده شود اجر خويش را نابود كرده است.
بدبختانه بيمارى عجب، مصيبتى است كه بيشتر دامنگير افراد صالح و نيكوكار مىشود، زيرا بدكاران عمل صالحى ندارند تا بخواهند به آن افتخار كنند. امام صادق عليه السلام در اين باره مثال جالبى زده است:
دو نفر وارد مسجد مىشوند يكى عابد و ديگرى گناهكار سپس در حالى از مسجد بيرون مىآيند كه گناهكار، دوست خدا و عابد، گناهكار است! زيرا عابد به عبادت خويش باليده و در انديشه آن بوده، ولى گناهكار در انديشه توبه و استغفار بوده و آمرزش گناهان را از خدا خواسته است. «٢» خطر ابتلا به بيمارى عجب از ريا هم بيشتر است، زيرا ريا وقتى محقّق