اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٦
و ... زير يك پرچم و همسو شدن با رهبر اسلام و جانبازى و ايثار و فداكارى آنها، بهترين دليل اين مدعاست كه رسول خدا صلّىاللَّه عليه وآله با القاى يك تفكّر صحيح توانست، پراكندهترين جامعه را منسجم كند و وحشىترين دلها را مأنوس سازد، بگونهاى كه مردم مدينه حاضر شوند همه زندگى خويش را با مهاجران تقسيم كنند، همديگر را برادر بخوانند، كينههاى چندين ساله را دور بريزند، مال و جان خويش را در راه يكديگر نثار كنند و ... اين نبود جز در سايه انديشه توحيدى ايمان به خدا، رهبرى الهى و روز رستاخيز كه رسول اكرم (ص) به آنان آموخت و در گوش جانشان زمزمه كرد كه:
«الْمُؤمِنُ الِفٌ مَأْلُوفٌ» «١» مؤمن، الفت گير و الفت پذير است.
عكس آن را هم قرآن، در وصف منافقان و كافران به كار برده و فرموده است:
«... تَحْسَبَهُمْ جَميعاً وَ قُلُوُبُهْم شَتَّى ذلِكَ بِانَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْقِلُونَ» «٢» منافقان و كافران را متّحد مىپندارى و حال آنكه دلهايشان پراكنده است و اين بدان سبب است كه ايشان، گروهى بىخردند.
جالب اينكه سبب تفرقه و پراكندگى آنها را انديشه ناصحيح و بىخردى معرفى كرده؛ زيرا اگر آنها درست مىانديشيدند، دلهايشان يكسو مىشد و باهم متّحد و منسجم مىشدند. «٣» ب- عدالت اجتماعى تبعيض، حقكشى و ستم، زمينه كينهتوزى و بدبينى را در جامعه فراهم مىسازد