اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٤
انديشه، هدف، تعداد ياران و حتى محل زندگى خود را از ديد دشمن پنهان مىداشتند تا از گزند آنان مصون بمانند.
امام رضا عليهالسلام ضمن شرح زندگى حضرت ابراهيم (ع) مىفرمايد:
«فَلَمْ يَزَلْ ابْراهيمُ فىِالغَيْبَةِ مَخْفِيّاً لِشَخْصِهِ كاتِماً لِامْرِهِ حَتَّى ظَهَرَ فَصَرَعَ بِامْرِاللَّهِ» «١» بدين سان، ابراهيم (ع) خويشتن را در مخفيگاه پنهان كرد و امر (نبوت) خود را مخفى داشت تا (در موقع مناسب) آشكار شد و امر خدا را اجرا كرد.
قرآن مجيد در آيه ٢٨، سوره غافر، از مؤمن آل فرعون ياد مىكند كه ايمانش را از فرعون پنهان مىكرد. امام باقر (ع) در تفسير اين آيه مىفرمايد: «او ششصد سال ايمانش را مخفى نگاه داشت.» «٢» پيرامون مخفىكارى پيامبر صلّىالله عليه و آله، حضرت خديجه وامام على (ع) مىفرمايد:
«كانَ رَسُولُاللَّهِ (ص) مَعَ خَديجَةَ مُسْتَتِراً حَتَّى امِرَ بِالْاعْلانِ ... كَتَمَ عَلىُّ بْنُ ابىطالِبٍ (ع) يَوْمَ اسْلَمَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) حَتَّى اظْهَرَ امْرَهُ» «٣» رسول خدا (ص) با خديجه، ايمان خود را مخفى داشتند تا اينكه (از سوى خدا) مأمور به اعلان شد. حضرت على (ع) نيز از روزى كه به پيامبر ايمان آورد تا روزى كه رسول خدا امر (نبوت) را ظاهر ساخت، ايمان خود را مخفى كرد.
همچنين رسول اكرم (ص) در امور نظامى، اصل رازدارى و مخفىكارى را كاملًا مراعات مىكرد؛ در جريان فتح مكه با اينكه طرح عملياتى، مسير حركت و اهداف آن را بكلّى سرّى نگه داشت و راههاى ورودى مدينه را نيز كنترل كرد و ... حتى دست به دعا برداشت و از خدا خواست كه نقشهاش برملا نشود تا قريش را در ميان شهر و ديارش غافلگير كند. «٤»