اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٨
٦- غدر معناى لغوى «غدر» رها كردن و ترك گفتن يك چيز است و به همين مناسبت در ترك عهد و پيمان شكنى كاربرد يافته است. «١» گستره واژه غدر «غدر» و پيمان شكنى مىتواند كليه پيمانهاى فردى و اجتماعى، كوچك و بزرگ، انسانى و خدايى، رسمى و غيررسمى و بابيگانه و آشنا را آسيب برساند، چنان كه ممكن است انسان، خويشتن را نيز بفريبد و به پيغمبر خدا نيز كلك بزند. «٢» نقطه مقابل «غدر»، «وفادارى» است كه آن نيز شامل هر گونه پايدارى نسبت به همه پيمانهاى فردى و اجتماعى مىشود و مىتوان گفت: هر گونه بىصداقتى، بىوفايى و هر عملى كه برخلاف عرف سالم اجتماعى و فطرت و وجدان انسانى باشد، غدر و حيله است، چنان كه نقل شده است:
مُغيره پسر شُعبه، با عدهاى از تجّار كافر به قصد سفر، از طائف خارج شدند. در بين راه، مغيره، تاجران كافر را كشت و اموال آنهارا نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله آورد، ولى آن حضرت، اموال را نپذيرفت و فرمود: