اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٧
«... لا تُظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ» «١» نه ستم مىكنيد و نه ستم مىپذيريد.
اين اصل قرآنى، يكى از ارزندهترين شعارهاى انسانى است كه اگر روزى تحقّق پذيرد، نكبت ستم و جنايت از يكسو و عفريت بزدلى و ستمپذيرى و استرحام از سوى ديگر، از جامعه بشرى رخت برمىبندد و مدينه فاضله و بهشت موعود زمينى، نمايان خواهد گشت. امام سرافرازان، اميرمؤمنان صلوات اللَّه عليه، شدّت پرهيز خويش از ستمگرى را چنين ترسيم كرده، مىفرمايد:
«وَاللَّهِ لَوْ اعْطيتُ الْاقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ افْلاكِها عَلى انْ اعْصِىَ اللَّهَ فى نَمْلَةٍ اسْلُبُها جِلْبَ شَعيرَةٍ ما فَعَلْتُهُ ...» «٢» به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمانهاى آن است، به من دهند تا با گرفتن پوسته جو، از يك مورچه خدا را نافرمانى كنم، چنين نخواهم كرد! همان حضرت گذشته از نهايت پرهيز از ستمگرى، هرگز تن به ستم نيز نمىداد، چنان كه در اين باره مىفرمايد:
به خدا سوگند! اگر مردى به دشمنشامكان دهدكه گوشتش را بخورد، استخوانش راخرد كند و پوستش را پاره كند، بسيار عاجز و زبون است و دلش بس ضعيف و ناتوان، تو اگر مىخواهى، چنين باش! امّا من، به خدا قسم! پيش از آنكه دشمن بجُنبد و به من ضربه بزند، چنان با شمشير آخته بر فرقش مىكوبم كه جمجمهاش به هوا پرتاب شود و بازوها و ساقهايش قطع گردد! «٣» اين روحيه آزادگى و سلحشورى و آن خصلت مروت و جوانمردى، روح تعليمات دينى و اساس تربيت خدايى است و انبيا و اولياى الهى- بدون استثنا- از آن برخوردار