اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٥
نيز در سايه «تقوا» به دست مىآيد «١»؛ تقوا مصاديق متعدّدى دارد كه يكى از مصداقهاى مهمّ آن رعايت قانون است، بر اين اساس، مؤمن براى نزديك شدن به درگاه خدا بايد قوانين او را اجرا كند و به آنها احترام گذارد و گرنه به همان اندازه كه نسبت به قانون بىاحترامى كند و آن را زير پا بگذارد، از هدف زندگى و قرب الى اللّه فاصله گرفته است.
در آيات متعددى از قرآن مجيد، پس از بيان حكم خدا، قيد تقوا نيز به آن افزوده شده است تا بر پيوستگى قانون و تقوا و ضرورت پايبندى به آن بيشتر تأكيد شود. بطور مثال:
- «وَ لَكُمْ فِى الْقِصاصِ حَيوةٌ يا اولِى الْالْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «٢» اى خردمندان! براى شما در قصاص، حيات و زندگى است؛ شايد تقوا پيشه كنيد.
- «... حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذى الَيْهِ تُحْشَرُونَ» «٣» مادامى كه مُحرِم هستيد، شكار صحرايى بر شما حرام است و تقواى خدايى را پيشه كنيد كه به سويش محشور مىشويد.
- «... وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَئانُ قَوْمٍ عَلى الَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ اقْرَبُ لِلتَّقْوى» «٤» دشمنى با گروهى، سبب نشود كه دادگرى نكنيد؛ عدالت ورزيد كه به تقوا نزديكتر است.
امام خمينى (ره) در اين باره مىفرمايد:
در اسلام، همه كس حتّى پيامبر عظيمالشأن صلّىاللهعليهوآله در مقابل قانون، بىامتياز در يك صف هستند و احكام قرآن و اسلام بر همه جارى است و ارزش انسانها در تبعيت از قانون است- كه همان تقواست- و متخلّف از قانون، مجرم و قابل تعقيب است. «٥» گفتنىاست كه پايبندى به قانون و ارجگذارى به آن، براى مسؤولان مملكتى و سياستمداران