اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٨
بنابر اين، عزت جز در درگاه خدا يافت نمىشود، گرچه آن عزيز يگانه از بخشش عزت به كسانى كه با او در ارتباطند، دريغ نمىورزد، از اين رو فرمود:
«مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً» «١» هركس، عزت مىخواهد، همه عزت از آن خداست.
با اينكه جمله «همه عزت از آن خداست» در دو آيه تكرار شده، ولى در آيه نخست درصدد انحصار عزت براى خداست و در آيه دوم در مقام عرضه آن به عزتخواهان است و بدون ترديد چنين تقاضايى جز از سوى مؤمنان صورت نخواهد گرفت، چرا كه كافران خدا را نمىشناسند تا از او كسب عزت كنند و مشركان نيز چنين درخواستى را نزد خدايان دروغين مطرح مىكنند، از اين رو تنها مؤمنانند كه به منبع عزت راه مىيابند و از او كسب عزت مىكنند، بدين خاطر در آيه ديگر فرمود:
«... وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ» «٢» عزت از آن خدا و پيامبرش و مؤمنان است.
نتيجه اينكه مؤمن با داشتن شناسنامه اسلامى وهويت الهى، خواه ناخواه در مسير كسب عزت قرار دارد و از اصل عزت برخوردار است و بايد با افزايش ايمان خود، عزتش را نيز افزون كند، زيرا هرچه ايمان بيشتر باشد، قرب به سوى خدا افزونتر است و در نتيجه فاصله با منبع عزت كمتر خواهد بود.
عوامل عزت ساز چون صراط مستقيم ايمان، تنها راه رسيدن به عزت و شرف است، رعايت مقررات و تابلوهاى متعدد آن نيز به سرعت و سلامت مؤمن دررسيدن به مقصد، كمك خواهد كرد و چون آن مقررات و تابلوها فراوان است، تعدادى را كه بيشتر جنبه سياسى دارد، به