اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٣
«قُلْ هذِهِ سَبيلى ادْعُوا الَى اللَّهِ عَلى بَصيرَةٍ انَا وَ مَنِ اتَّبَعَنى ...» «١» بگو، اين راه من است، من و پيروانم با بصيرت كامل (جهانيان را) به سوى خدا دعوت مىكنيم.
آنگاه در مرحله عمل و اقدام، تنها از مكتب حق و حياتبخش خود پيروى كنند و سخن هيچ كس ديگر را گوش ندهند.
«اتَّبِعُوا ما انْزِلَ الَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ اوْلِياءَ ...» «٢» آنچه را كه از سوى پروردگارتان به سويتان فرود آمده پيروى كنيد و جز خدا از سرپرستان ديگر پيروى نكنيد.
بر اين اساس، تنها راه استقلال فكرى و حفظ روحيه آزادگى، پيروى دقيق و آگاهانه از انديشه اصيل اسلامى است، در اين صورت، مسلمانان توان آن را دارند كه استقلال سياسى، نظامى، اقتصادى، فرهنگى و مانند آن را حفظ كنند و اگر خداى ناكرده، از معارف و دستورات الهى فاصله بگيرند استقلال روحى و آزادى فكرى خويش را از دست خواهند داد و در نتيجه سياست، اقتصاد و فرهنگ آنان دچار تزلزل خواهد شد و آن چيزى است كه مسلمانان واقعى، هرگز بدان، تن نخواهند داد. به تعبير امام صادق سلام الله عليه:
«انَّ الْمُؤْمِنَ اشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَديدِ، انَّ الْحَديدَ اذا دَخَلَ النَّارَ لانَ وَ انَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ وَ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَيَّرْ قَلْبُهُ» «٣» همانا مؤمن از آهن پاره، سختتر است؛ آهن وقتى در آتش بيفتد، نرم مىگردد، ولى مؤمن اگر كشته شود و زنده شود، باز هم كشته شود ... قلبش (و فكر و روحش) دگرگون نمىشود.
آفتها اخلاق سياسى ٩٩ ١ - حق گرايى ص : ٩٩ چنان كه ياد شد، مهمترين عامل انحطاط و نابودى ملّتها و يكى از اهداف استراتژيك