اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٩
اين ديدگاه كلّى در برخى از روايات ديگر، مشخص و ريز شده و به عبارتى، نمونههاى بىتفاوتى بيان شده است كه در اينجا به سه نمونه آن بسنده مىكنيم.
١- در زمان خلافت امير مؤمنان عليهالسلام، مردى مرد ديگرى را نگه داشته بود و شخص سومى او را كشته و ديگرى هم ناظر صحنه بوده و هيچ عكسالعملى نشان نداده بود؛ امام، فرد نخستين را محكوم به حبس ابد، قاتل را اعدام كرد و چشم نفر سوم را- به اين دليل كه به مقتول كمك نكرده بود- درآورد. «١» ٢- امام صادق عليهالسلام مىفرمايد:
«مَنْ رَاى اخاهُ عَلى امْرٍ يَكْرَهُهُ فَلَمْ يَرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ خانَهُ» «٢» هركس برادرش را مشغول كارى ببيند كه خوشايند او نيست و در حالى كه توان دارد، او را از آن كار باز ندارد، به آن برادر خيانت كرده است.
٣- رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز مىفرمايد:
«ما امَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْاخِرِ مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ» «٣» هر كس سير بخوابد، در حالى كه همسايهاش گرسنه است، به خدا و روز واپسين ايمان نياورده است.
با اين وصف، هيچ مسلمانى، حق ندارد در برابر آنچه كه در داخل و خارج كشور اسلامى مىگذرد، بىتفاوت باشد، بلكه هر كس در هر شغل و مسؤوليتى كه به عهده گرفته، بايد با هشيارى و دقّت عمل، در برابر اسلام و مسلمانان بلكه مستضعفان جهان، احساس مسؤليت كند، در غير اين صورت، مشمول اين سخنان واقع بينانه خواهد شد يا به تعبير اميرمؤمنان عليهالسلام مرده متحرّكى بيش نخواهد بود. آن حضرت درباره بىتفاوتان در برابر تهاجم فرهنگى و ترك امر به معروف و نهى از منكر مى فرمايد: