اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠
٢- ارتباط اخلاق و سياست بدون ترديد، همه علوم انسانى- كه به نحوى با انسان و وابستگيهاى او در تماسند- به خاطر اشتراك در موضوع (انسان و عوارض او) كم و بيش باهم در ارتباطند. متخصصان علوم سياسى نيز معتقدند كه سياست، ارتباط نزديكى با علوم مختلف از جمله، علوم طبيعى، اجتماعى، تاريخ، جغرافيا، اقتصاد، اخلاق و ... دارد. «١» «متفكّران سياسى اروپاى عهد باستان و سدههاى ميانه، اخلاق را پيشدرآمد جدايى ناپذير مطالعات سياسى مىدانستند. افلاطون، سياست را جزئى از اخلاقيات مىدانست. از نظر ارسطو- كه علم سياست را ارباب علوم مىدانست- هدف دولت، عملىكردن زندگى خوب است. در سراسر سدههاى ميانه، در اروپا، دين و الهيات بر مطالعه سياست مسلط بود. پس از اين دوره، همه متفكران مكتب ايدهآليستى نظريه جديد، مانند روسو، كانت و هگل، دولت را نهادى اخلاقى مىدانستند كه از رشد اخلاقى انسانها جدايى ناپذير است.» «٢» اين نظريه با قرآن مجيد هماهنگ است و خدا مىخواهد، اخلاق نيكو همواره بر عالم سياست و سياستمداران، حاكم باشد. از اين رو، نخستين شرط شايستگى رهبران منصوب از طرف خويش را «عصمت» دانسته و با صراحت، حكومت ستمگران را محكوم مىداند: