اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٨
بودند؛ پاى آنان هرگز در وادى ستم نلغزيد و دستشان به سوى كسى دراز نشد و هيچ گاه چشم طمع به اندوختههاى ديگران ندوختند، چنان كه لقمان حكيم، راز موفقيت آنان را در همين خصلت دانسته، مىفرمايد:
«انَّما بَلَغَ الْانْبِياءُ وَ الصِّدّيقُونَ ما بَلَغُوا بِقَطْعِ طَمَعِهِمْ» «١» پيامبران و صدّيقان، به سبب قطع طمع (از غيرخدا)، رسيدند به آنچه رسيدند.
پيروان مكتب انبيا نيز بايستى چنين منشى داشته باشند و سرافراز و سربلند زندگى كنند، حتى اگر- بنا بر ضرورتهاى زندگى اجتماعى- نيازى به كسى داشتند، با عزّت و مناعت، آن را بيان كنند و به طرف مقابل بفهمانند كه او نيز انسان است و روزى به ديگران محتاج خواهد شد. رهنمود رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله در اين باره چنين است:
«اطْلُبُوا الْحَوائِجَ بِعِزَّةِ الْانْفُسِ» «٢» نيازهاى خويش را با عزّت نفس، طلب كنيد.
اقبال لاهورى با الهام از اين تربيت اسلامى، چه خوش سروده است:
رزق خويش از نعمت ديگر مجو موج آب از چشمه خاور مجو تا نباشى پيش اخلاق سياسى ٢٠٦ فهرست منابع پيغمبر خجل روز فردايى كه باشد جان گسل همّت از حق خواه و با گردون ستيز آبروى ملّت بيضا مريز واى بر منّت پذير خوان غير گردنش خم گشته احسان غير خويش را از برق لطف غير سوخت با پشيزى مايه غيرت فروخت زير گردون آن جوان ارجمند مىرود مثل صنوبر سربلند در تهيدستى شود خود دارتر بخت او خوابيد و او بيدارتر «٣»