اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٧
منفورترين واژه شايد در ميان رذايل اخلاقى، واژهاى به زشتى و منفورى «تجاوز» يافت نشود؛ اين خصلت ويرانگر، آن قدر زشت و شنيع است كه حتى «متجاوز» نيز از آن بدش مىآيد! و اگر نزد او سخن از تعدّى به حقوق ديگران به ميان آيد، بدون درنگ با جمع همصدا شده، آن را زشت مىشمارد و محكوم مىكند. بطور مثال، امروزه دولت آمريكا، سردمدار تجاوز و تعدّى در سطح جهان است و كمتر ملت و كشورى يافت مىشود كه مورد تجاوز اين غول قدرت، قرار نگرفته باشد، با اين وصف، همين دولت غارتگر و جنايتكار، همواره، تجاوز، تروريسم، عدم رعايت قوانين بينالملل و مانند آن را محكوم مىكند و دم از «حقوق بشر»، «عفو بينالملل»، «حمايت از ملل ضعيف» و ... مىزند.
متجاوزان براى رهايى از ننگ تجاوز و عذاب وجدان، جنايات خويش را بطور ابلهانهاى توجيه مىكنند؛ چرچيل- نخستوزير انگلستان- در كتابى كه پيرامون جنگ جهانى دوم نوشته، در توجيه حمله متفقين به ايران مىگويد:
اگر چه ما با ايرانيها پيمان بسته بوديم و قرارداد عدم مداخله و عدم تجاوز داشتيم و طبق قرارداد نمىبايستى چنين كارى مىكرديم، ولى اين معيارها در مقياسهاى كوچك درست است؛ مثلًا براى وقتى كه دو نفر با يكديگر قول و قرار بگذارند، درست است اما در سياست وقتى پاى منافع يك ملّت در ميان مىآيد، اين حرفها ديگر موهوم است، من نمىتوانستم از منافع بريتانياى كبير!- به عنوان اينكه اين (حمله به ايران) يك عمل ضدّ اخلاق است- چشم بپوشم، كه ما با يك كشور ديگرى پيمان بستهايم و نقض آن برخلاف اصول انسانيت است! «١» هارون- خليفه عباسى نيز براى توجيه تجاوز ننگين خود به حريم ولايت و خلافت و دستگيرى و بىحرمتى به حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام، در سال ١٧٩ هجرى، رهسپار مدينه شد و در برابر بارگاه مطهر رسول اكرم صلّى الله عليه و آله ايستادو با بىش اخلاق سياسى ١٩٣ درس عبرت ص : ١٩١ رمى تمام گفت: