اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٤
حكومت پليد و شيطانى اموى نيز با استفاده از هفتاد هزار منبر و تريبون نماز جمعه، «١» پاكترين فرزند اسلام- اميرمؤمنان عليهالسلام- را هدف ناجوانمر دانه ترين شايعات قرارداد و بدين وسيله با موجّه جلوهدادن خويش، حدود هزار ماه بر مملكت اسلامى و سرنوشت مسلمانان، حكمرانى كرد، چنان كه به وسيله شايعات خويش قيام مردانه سالار شهيدان (ع) را خروج و شورش بر ضد حكومت اسلامى و خليفه پيامبر! قلمداد كردند و مردم را برضدّ آن محبوب خدا شوراندند تا خون پاكش را بر زمين كربلا ريختند و اهل بيت (ع) را نيز به اسارت بردند! آثار ويرانگر بدون ترديد، شايعهسازان، با قصد و آهنگ، دست به شايعهسازى و شايعهپراكنى مىزنند و اهداف ناصوابى را از اين راه دنبال مىكنند، ولى شايعه- بسان موج- هر چه از مركز خود فاصله مىگيرد، دامنهاش وسيعتر و مخرّبتر مىگردد، از جمله:
١- افكار عمومى را براى مدّتى مشوّش مىكند و آرامش جامعه را به هم مىزند.
٢- شخصيت حقيقى يا حقوقى فرد، افراد يا ملّتى را تخريب مىكند و از اين رهگذر خسارتهاى جبرانناپذيرى به آنها وارد ساخته و در سرنوشت آنها تأثير عميق مىگذارد.
به دو مثال زير توجه كنيد؛ - مترفان و مرفّهان بىدرد، همواره در برابر پيامبران الهى جبههگيرى مىكردند و علاوه بر اينكه خود از نعمت هدايت محروم بودند، با جوسازى و شايعهپراكنى عدّه بىشمارى رانيز از گرايش به دين خدا باز مىداشتند و سبب مىشدند كه آن بيچارگان، هرگز روى سعادت را نبينند و با شرك و كفر از دنيا بروند و در نتيجه دوزخى گردند.
- منافقين كوردل با سرسپردگى به شيطان بزرگ، عليه انقلاب اسلامى و مسؤولان آن، دست به شايعه پراكنى زدند و جوانان بىگناه زيادى را از ميهن و خانواده خويش جدا كردند و در برابر انقلاب و ملّت به جبههگيرى واداشتند و در نتيجه آنان به مشتى