اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٥
موسى و هارون چو طاووسان پرند پرّ جلوه بر سر و رويت زدند زشتىات پيدا شد و رسوايىات سرنگون افتادى از بالايىات «١» شرع نيز بر حكم عقل صحّه گذارده و در محكوميت و نكوهش جاه طلبى با آن همصدا شده است؛ رسول گرامى اسلام صلّىاللّهعليهوآله دنيا دوستى و جاه طلبى را نخستين انگيزه عصيان و تمرّد در برابر خدا دانسته، مىفرمايد:
«اوَّلُ ما عُصِىَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى لِسِتِّ خِصالٍ: حُبُّ الدُّنْيا وَ حُبُّ الرِّياسَةِ ...» «٢» خداوند، براى نخستين بار به خاطر شش خصلت نافرمانى شد: دنيا دوستى و رياست طلبى و امام صادق عليهالسلام، جاه طلبى را مولود رذيله خطرناك حسد دانسته، مىفرمايد:
«فَتَشَعَّبَ مِنْ ذلِكَ حُبُّ النِّساءِ وَ حُبُّ الدُّنْيا وَ حُبُّ الرِّياسَةِ» «٣» شهوت پرستى، دنيا دوستى و رياست طلبى، از حسد نشأت مىگيرد.
و در سخنى ديگر با شديدترين لحن ممكن، رياست طلب را توبيخ كرده، مىفرمايد:
«مَلْعُونٌ مَنْ تَرَءَّسَ، مَلْعُونٌ مِنْ هَمَّ بِها، مَلْعُونٌ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِها» «٤» كسى كه رياست طلب باشد، كسى كه براى يافتن آن تلاش كند و كسى كه هواى آن را در سر بپروراند، ملعون است.
مفاسد جاه طلبى اغلب رذايل اخلاقى، علاوه بر قبح ذاتى، مفسده انگيزند و ناهنجاريهايى را كه در پى