اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٤
وزارت و امثال آن، خواه محدود به رياستى چون شهردارى يك شهر كوچك يا رياست محله و قبيله و خاندان و مانند آن باشد؛ آنچه در اين بخش آوردهايم، پيرامون همين قسم است. «١» نكوهش جاه طلبى جاه طلبى، برخلاف نظام طبيعت است و به همين دليل، از سوى دين و خرد، مورد نكوهش قرار گرفته است؛ هيچ عقل سالمى نمىپسندد كه انسانى بدون داشتن صلاحيتهاى لازم بر ديگران رياست كند و جاه طلبان و رياست دوستان، در طول تاريخ از سوى دانشمندان و خردمندان، محكوم و توبيخ گشتهاند؛ جلالالدين مولوى، رياست طلب را به روباهى تشبيه كرده كه با افتادن در خُم رنگرزى و رنگين شدن، خود را طاووس پنداشته و به فخر فروشى و برترى جويى بر همنوعان خود پرداخته است.
آن شغالى رفت اندر خُم رنگ اندر آن خم كرد يك ساعت درنگ پس برآمد پوستش رنگين شده كه منم طاووس علييّن شده چون گلستان گشتهام صد رنگ و خوش مرمرا سجده كن از من سر مكش كرّ و فرّ و آب و تاب و رنگ بين فخر دنيا خوان مرا وركن دين مظهر لطف خدايى گشتهام لوح شرح كبريايى گشتهام اى شغالان هين مخوانيدم شغال كى شغالى را بود چندين جمال؟
سپس با وام گرفتن از قرآن، فرعون را مصداق بارز اين برترى طلبى معرفى كرده، مىگويد:
همچو فرعونى مرصّع كرده ريش برتر از عيسى پريده از خريش «٢» او هم از نسل شغال ماده زاد در خم مالى و جاهى در فتاد هر كه ديد آن جاه و مالش سجده كرد سجده افسوسيان را او بخورد هان اى فرعون! ناموسى مكن تو شغالى، هيچ طاووسى نكن