اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٦
اين كلمه جمع شده است، چنان كه قرآن مجيد اين اصل را كليد رمز فرهنگ و معارف اسلامى و نيز هدف غايى آن معرفى كرده، مىفرمايد:
«قُلْ انَّما اعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ انْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ...» «١» بگو: شما را تنها يك پند مىدهم و آن اينكه دو نفره يا تنهايى براى خدا قيام كنيد.
٢- خوديابى مىتوان گفت: خوديابى واژهاى است كه عزّت نفس، كرامت، هدفدارى، بىنيازى و اتّكاى به نفس را با خود دارد و ضمن ارزندگى، ارزشهاى افزوده را نيز ثمر مىدهد و دومين اصل فرهنگى است كه قرآن، پس از خدايابى بر آن اصرار مىورزد:
«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَانْساهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» «٢» مثل كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز خودشان را از يادشان برد، آنان تبهكارانند.
برابر دانستن «خدافرموشى و خود فراموشى» با «فسق و تبهكارى»- كه نهايت بىفرهنگى و ضدّ ارزشى است- نشان دهنده اصالت و اهميّت دو اصل «خدايابى» و «خوديابى» است. اين دو، ارتباط مستقيم با يكديگر دارند؛ هر كس «خداياب» شود، خود را نيز مىيابد و هر كه خود را بشناسد و جايگاه فردى و اجتماعى خويش را در ميان پديدهها باز يابد، بطور طبيعى، خدا را نيز شناخته و مىيابد و مس وجودش با كيمياى توحيد، زر مىشود:
من غلام آنكه نفروشد وجود جز به آن سلطان با افضال و جود من غلام آن مسِ همّت پرست كو به غير كيميا نارد شكست «٣» اما اگر ملّتى، هويت و شخصيت خود را از دست بدهد، هستى خود را به آتش كشيده