فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤
قدرت و توانشان رو به كاهش مىگذارد. زيرا فرماندهى در حقيقت بمثابه مغز انديشمند و هماهنگكننده نيروهاى تحت امر است، اگر به او آسيبى رسد، شيرازه نيروها از هم مىپاشد.
در چنين مواقعى چه بايد كرد؟
براى خنثى سازى شايعه كشته شدن فرماندهان پيشبينىهاى زير ضروى است:
١. تعيين جانشين و جانشين جانشين و ... براى فرمانده كه در صورت كشتهشدن فرمانده، نيروها بلاتكليف نمانند. (و نيروها با اين جانشينان نيز آشنا باشند.)
٢. به افراد تفهيم شود كه هدف از عمليات چيست و در صورت شهيد شدنِ فرمانده، خود به خود براى رسيدن به هدف تلاش نمايند.
علاوه بر اين يك فرمانده لايق و كاردان بايد براى خنثى ساختن نقشه شوم دشمن به سرعت اقدام كند و با هر وسيله ممكن، زنده بودن و استوارى خويش را به نيروها اعلام نمايد. و ادامه نبرد تا پيروزى را گوشزد كند و بدين طريق نيروهايش را از تشتت و گسيختگى برهاند.
در نبرد احد هنگامى كه جنگ روانى آغاز گرديد و دشمنان اسلام براى نجات مشركان و تضعيف قواى اسلام، كشته شدن رسول خدا (ص) را شايع كردند، بسيارى از نيروهاى اسلام را از ادامه نبرد بازداشتند و آنان با شنيدن اين شايعه پا به فرار گذاشتند و خود نيز به شايعه دامن زدند. پيامبراكرم (ص) وقتى وضع جبهه داخلى را چنين ديد براى خنثى كردن شايعه دشمن، كلاهخود خويش را از سر برداشت و فراريان را مخاطب ساخت و فرياد برآورد:
«ايُّهَا النَّاسُ انَا لَمْ امُتْ وَ لَمْ اقْتَلْ» «١» اى مردم! من درنگذشتهام و كشته نشدهام.