فرار از جنگ

فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢

نكات آيه شريفه‌ ١. به گفته برخى مفسّران مراد از «الَّذينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ» تمام كسانى هستند كه صحنه نبرد را در احد خالى كردند و از مقابل دشمن گريختند و رسول خدا (ص) را در ميان دشمنان لجوج و كينه‌توز رها كردند و به كوهها و بيابانها و خانه‌هايشان پناه بردند. «١» ٢. آيه كريمه به حقيقت ديگرى اشاره دارد كه: «گناه، سرچشمه گناه ديگر است.» لغزشهايى كه بر اثر وسوسه‌هاى شيطانى به انسان دست مى‌دهد و او را به گناهانى مى‌كشاند كه خود زمينه نامناسبى براى پيدايش و رشد گناهان عميق‌تر مى‌گردد.
كسانى كه از جنگ احد گريختند به خاطر داشتن گناه دنياپرستى، مخالفت با پيامبر (ص) و يك سرى نيّت‌هاى ناشايست، دچار وسوسه‌هاى شيطانى شدند و با فرارشان از معركه، بزرگترين ضربه را بر پيكر مسلمانان وارد آوردند. «٢» ٣. آيه مورد بحث منحصر به شأن نزول و فراريان جنگ احد نيست. زيرا آيه، بعد از جنگ احد نازل شده است. پس فراريا فرار از جنگ ٣٦ فصل سوم: فلسفه حرمت فرار ن از جنگ احد، تنها مصداقى از آيه هستند.
آيه كريمه يك حكم كلّى را بيان مى‌كند كه شامل همه مسلمانان مى‌شود.
جمع بندى‌ از مجموع آيات مذكور اين نتايج استنباط مى‌شود:
١. نفاق زمينه‌ساز فرار است. اگر ريشه نفاق در وجود آدمى باشد، همان موجب مى‌شود آدمى در شرايط حسّاس كه به وجود او نياز است، صحنه دفاع و مبارزه راترك‌كند.
٢. گناهان ريز و درشتى كه آدمى در طول عمر مرتكب مى‌شود. خودسرچشمه گناهان ديگرى مى‌شود و زمينه را براى وسوسه‌هاى شيطانى مهيّا مى‌نمايد. «فرار از زحف» از گناهان كبيره‌اى است كه گناهان ديگر، آن را عملى مى‌سازند.