فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦
٣. فرار موجب مىشود پشتوانه پيشوايان الهى در مبارزه با ستمگران و مفسدهجويان، ضعيف شود. و آنان نتوانند اين خارها و علف هرزههاى سر راه انسانيت را برچينند و زمين را براى حكومت صالحان و بندگى خداجويان، هموار كنند.
تاريخ اسلام در اين زمينه سندهاى زندهاى را براى ما به يادگار گذاشته است.
به عنوان نمونه:
نيروهاى امام حسن (ع) در اردوگاه ساباط، به سوى معاويه فرار كردند و آن امام مظلوم را در مقابل دشمن تنها گذاشتند. و او را وادار به آن صلح نمودند.
در نبرد احد، با فرار مسلمانان از صحنه نبرد رسول خدا (ص) در ميدان جنگ تنها ماند و در اين جنگ بود كه حدود هفتاد تن از بهترين ياران حضرت به شهادت رسيدند.
٤. فرار مسلمانان، موجب جرأت يافتن و تقويت روحيه دشمن و نيز آگاهى يافتن دشمن به نقاط ضعف مسلمانان مىشود.
٥. فرار يك عده موجب اسير و كشتهشدن عدّهى ديگر از ياران و رزمندگان مىشود؛ همانند كشته شدن هفتاد نفر در جنگ احد.
ب. آثار روانى (فردى)
انسان فرارى دچار يك حالت افسردگى روانى مىشود. وقتى از جبهه فرار مىكند و به پشت جبهه مىرسد، پيش وجدان خود ناراحت است، حالت شرمسارى و سرافكندگى شديد دارد. به خود اعتماد ندارد و احساس مىكند حيثيت و شخصيت خود را از دست داده است.
انسان فرارى احساس ذلّت و خوارى مىكند، احساس مىكند ترس و ضعف و بىغيرتى بر او غلبه كرده است.