فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
نكات آيه ١. فراريان علاوه بر اين كه خود مرعوب دشمناند و از روحيه بسيار پائينى برخوردارند، مىكوشند با پخش شايعات، روحيه نيروهاى خودى را نيز تضعيف نمايند. و به خيانتى بزرگتر دچار شوند.
٢. براى آنكه فرار خود را توجيه كنند، عذر و بهانهها مىآورند وبدينوسيله و با گرفتن مرخّصى از فرماندهى، در پى كسب مجوّز شرعى هستند.
٣. «قُلْ لَنْيَنْفَعُكُمُالْفِرارُ انْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ اوِ الْقَتْلِ وَ اذاً لاتُمَتِّعُونَ الّا قَليلًا» «١» (اى رسول ما) به منافقان بگو: اگر از مرگ يا كشته شدن فرار مىكنيد.
هرگز به نفع شما نيست. زيرا اندك زمانى بيش، از زندگى كامياب نخواهيد شد.
توضيح:
اگر كسى فرار كرد، از دو حال خارج نيست: يا در همان زمان اجلش سرآمده و مرگ حتمى او فرا رسيده است كه در اين صورت هر جا باشد، مرگ گريبانش را خواهد گرفت، حتى اگر در خانهها و در كنار زن و فرزندانش در آسايش بسر ببرد، حادثهاى از درون يا از برون به زندگى او پايان مىدهد.
و اگر اجل فرا نرسيده باشد، چند روزى بيش در اين دنيا به زندگى توأم با ذلّت و خفّت دست نخواهد يافت. آنهم اسير چنگال دشمنان، سپس وارد عذاب الهى خواهد شد.
«مرگ و زندگى» دست خداست. كسى قادر نيست به خود عمرى طولانى بخشد و مرگ را ازخود دفع كند. خداوند مىفرمايد: