فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
«الْفَرْارُ مِنَ الزَّحْفِ مِنَ الْكَبائِرِ» (فرار از جنگ از گناهان كبيره است). استناد مىكند «١» و نتيجه مىگيرد كه از اين دلايل، جواز فرار از مقابل عدد خاصى برداشت نمىشود.
٣. صابونى مىنويسد:
فرار از جنگ، يكى از گناهان كبيره است و نصوص و دلايل شرعى بر آن گواه مىباشد مگر در دو مورد:
١- به منظور فريب دشمن و حمله مجدد.
٢- براى پيوستن به گروه ديگرى از مسلمانان. تا به پشتوانه آنان از قدرت و نيرومندى بيشترى برخوردار گردد. آنگاه مىافزايد:
در سنت نبوى، فرار از جنگ از گناهان كبيره است. «٢» جمعبندى جمع بندى فتاواى مذكور ما را به دو نوع نظريه مىرساند:
گروهى چون شيخ طوسى و شهيد اوّل از شيعه و قرطبى از اهل سنّت، مقاومت و پايدارى در مقابل دو نفر (يعنى نيروى دو برابر خود) را واجب دانسته فرار و عقبنشينى را فرار از زحف مىشمارند. امّا عقبنشينى در مقابل سه نفر (يا نيروى سه برابر خود) را جايز شمردهاند.
گروه دوّم چون: حضرت امام (ره)، علّامه حلّى از شيعه و ابن حزم و صابونى از اهل سنّت، فرار از مقابل دشمن را به هيچ وجهى جايز نمىشمارند.
در مجموع چنين استنباط مىشود كه هر مسلمان مكلّفى بايد در مقابل دو نفر از كفّار و مشركين بايستد و مقاومت كند و نبرد را تا مرز شهادت يا پيروزى