فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
(به يادآر) زمانى را كه دو طائفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از نبرد برگردند) و خداوند پشتيبان آنان بود (و به آنان كمك كرد كه از اين انديشه باطل برگردند) و افراد با ايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند.
فرار منافقان در جنگ احد فقط آثار فردى نداشت، بلكه تأثير منفى عجيبى روى نيروها گذاشت، آنان را سست و متزلزل كرد، روحيهها را ضعيف ساخت و زمينه فرار را براى برخى ديگر فراهم كرد. «١» طبيعى است فرد فرارى با عمل ننگآور خود، زمينه فرار ديگر نيروها را فراهم مىكند و آن را آسان مىنمايد.
د. تأثير منفى روى جامعه نيرويى كه در مقابل دشمن مىجنگد و حماسه مىآفريند متعلّق به خود نيست؛ بلكه او نماينده و برگزيده ملّت است كه توان و قدرت ملّتش را در صحنه پيكار به نمايش مىگذارد. و ايثار و حماسههاى مردمش را به رخ دشمن مىكشد. از اين رو پيروزى او پيروزى ملّتش محسوب مىشود و شكست او شكست مردم به حساب مىآيد. در پيروزى و شكست يك رزمنده نمىگويند: فلان رزمنده پيروز شد يا شكست خورد. بلكه مىگويند: فلان كشور و فلان قوم پيروز شد يا شكست خورد. بنابراين ايستادگى و مقاومت يك فرد در جبهه، موجب سرفرازى ملّت و مردم است و فرار همان يك فرد باعث ذلّت و سرشكستگى قوم و مردمش خواهد بود.
بافرار عدّهاى از مصاف با دشمن، جامعهاى كه آنان را به جبهه اعزام كرده، احساس ذلّت و خفّت و شكست مىكند و داغ ننگ و سوزش فرار را بر پيكر خويش لمس مىنمايد. چنين جامعهاى در بين جوامع ديگر سرافكنده است، ذلّتپذير و حقير و پست است. مورد طمع استعمارگران و استثمارگران قرار مىگيرد. و هيچ گاه طعم استقلال و آزادى را نخواهد چشيد.