فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
درونش ايجاد شده كه پيوسته عذاب وجدان او را مىآزارد. و پس از اندكى زيستن در دنيا از جهان رخت برمىبندد در حاليكه شرمگين و روسياه است و خود را مغبون در محضر خدا مىبيند، و سپس به عذاب دردناكى دچار خواهد شد.
٣. وسوسههاى شيطانى گاه شيطان وسوسهگر با توجّه به ضعف ايمان و يا علقهها و ديگر خصلتهاى فرد، او را تحريك مىكند و سرانجام به فرار از جبهه وادارش مىكند.
«انَّ الَّذينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ انَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ انَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَليمٌ» «١» كسانى از شما كه هنگام برخورد دو گروه (در نبرد احد) پشت به جنگ نموده و رو به هزيمت نهادند. شيطان آنان را بواسطه برخى از كارهاى ناشايستشان به لغزش افكند، و خداى از ايشان درگذشت كه او آمرزنده و بردبار است.
مراد از «الّذين تولّوا منكم» تمام كسانى هستند كه صحنه نبرد را در جنگ احد خالى كردند و در بحبوحه جنگ، رسول خدا (ص) را در مقابل دشمن تنها گذاشتند.
چه تيراندازانى كه از موضع حساس خويش دست برداشتند و چه آنان كه درگيرودار نبرد از برابر دشمن گريختند كه بخاطر هزيمت، مورد نكوهش قرار گرفتند. «٢» ٤. سستى عقيده و فرار از عمل برخى فقط اهل حرفند. با حرف ايمان مىآورند و با حرف خود را مؤمن و عاشق شهادت معرفى مىكنند، امّا همينكه پاى عمل به ميان آمد، صحنه را ترك مىكنند.