فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
اين معنى كه مضامين را با دقت تمام، انتخ فرار از جنگ ٧٤ ٢. اظهار خشم و نارضايتى ص : ٧٤ اب مىكرد و با روشهاى آزموده و حساب شده و فنّى، خبرهاى دروغ مىساخت و سپس آن خبرها را به اردوگاههاى امام حسن (ع) مىفرستاد. مثلًا كسى را به اردوگاه امام حسن در مدائن مىفرستاد كه شايع كند، «قيسبن سعد- فرمانده مسكن پس از فرار ابن عباس- با معاويه صلح كرده و همراه او شده است.» و باز «كسى را به لشگرگاه قيس در مسكن مىفرستاد كه به سربازان بگويد: حسن با معاويه صلح كرده و بدو پاسخ مثبت داده است» و باز ضمن شايعه ديگرى در اردوگاه مدائن منتشر مىساخت كه: «قيسبن سعد كشته شده است، كوچ كنيد.» «١» همچنين مغيره را با چندتن به اردوگاه امامحسن (ع) فرستاد تا با حضرت گفتگو كنند. آنان به دستور معاويه اردوگاه را ترك نكردند تا آنكه خوب بذر فتنه را كاشتند در برگشت، هنگام گذشتن از جلوى خيمهها كه طبعاً در معرض نگاههاى كنجكاو سپاهيان قرار داشتند، با خود به گفتگو پرداختند. يكىاز آنان در حالىكه عمداً صداى خود را بلندمىكرد، خطاب به ديگران مىگفت: «خوب شد، خدا به دست پسر رسول خدا (ص) خونها را حفظ كرد و فتنه را خوابانيد و آرزوى صلح را برآورده ساخت.» اين كار ضربتى كارى بود كه در شرايط ناهنجار مدائن و با آن اضطراب همهگيرى كه به دنبال حوادث اسفبار «مسكن» همه جا را فراگرفته بود، وارد مىشد.» «٢» ١١. عوامل ديگر عوامل ديگرى مىتواند زمينهساز فرار باشد. مثل عدم توجيه نيروها، خلف وعدههاى فرماندهان و مسؤولان، نرسيدن تداركات و عدم پشتيبانى، ترس از قرار گرفتن در محاصره دشمن، نداشتن انگيزه و هدف درست و موارد ديگر.