فرار از جنگ

فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧

«وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ انْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ انْتُمْ تَنْظُرُونَ» «١» شما همان كسانيد كه پيش از اين (كه فرمان جهاد داده شود) آرزوى مرگ مى‌كرديد، پس (وقتى) آن را ديديد به نظاره نشستيد (هنگامى كه به جهاد مأمور شديد، از مرگ نگران گشتيد و صحنه نبرد را ترك گفتيد).
به گفته مفسّرگران مايه، مرحوم طبرسى، اين آيه درباره گروهى نازل شد كه در نبرد بدر شركت نكردند و پس از آن همواره شهادت را آرزو مى‌كردند؛ ولى هنگامى كه نبرد احد پيش آمد، بسيارى از آنان از حضور در مصاف با دشمن سربرتافتند. «٢» علّامه طباطبائى مى‌نويسد:
خداوند با اين آيه شريفه، نادرستى و فساد فكر آنان را كه گمان ورود در بهشت را داشتند، تثبيت فرموده است، چه آنكه آنان قبل از وقوع جنگها آرزوى مرگ و شهادت داشتند و همينكه جنگى پيش مى‌آمد و صحنه‌هاى آن را با چشم مى‌ديدند، اقدام به جنگ ننموده به سوى آرزوى خود نمى‌شتافتند، بلكه سستى و ضعف از خود نشان مى‌دادند و با روى گرداندن از ميدانهاى‌جنگ، آرزوى خود را فراموش مى‌كردند ... «٣» ٥. دلبستگى به دنيا انگيزه ديگرى كه افراد را به فرار از جبهه وسوسه مى‌كند، دلبستگى به دنياست.
فراريان، دنياى زودگذر را بر حيات جاويد ترجيح مى‌دهند و به متاع ناچيز و ناپايدار دنيا دل مى‌بندند. قرآن كريم از اين مردم سطحى‌نگر با شگفتى ياد