فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
آنانكه گفتند: پروردگارما اللَّه است، سپس مقاومت ورزيدند پس ترس و نگرانى ندارند.
ترس از مرگ، نه به عمر آدمى مىافزايد و نه اجل انسان را نزديك مىكند. و در سرنوشت حتمى كه از سوى خداوند مقرّر شده، هيچ دگرگونى ايجاد نخواهد كرد. خداوند مىفرمايد:
«وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً اذا جاءَ اجَلُها» «١» و هرگز خداوند متعال- آنگاه كه عمر انسانى بسر آيد و اجلش فرا رسد- مرگ او را به تأخير نمىاندازد.
همچنين مىفرمايد:
«ايْنما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فى بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ» «٢» هركجا كه باشيد مرگ، شمارا درمىيابد، هرچند كه در برجها و دژهاى مستحكمى بسر بريد.
آرى، ترس از مرگ كه باعث مىشود آدمى از برابر دشمن بگريزد، به تكاليف خود عمل نكند و از عقيده و ايمان و ناموس و خاكش دفاع نكند، هرگز او را از مرگ نجات نخواهد داد. بالاخره روزى بايد تسليم مرگ شود و تن به اين امر حتمى بسپارد.
رها نيست از چنگ و منقار مرگ سر پشه و مور تا پيل و گرگ زمين گر گشاده كند راز خويش نمايد سرانجام و آغاز خويش كنارش پر از تاجداران بود بَرَش پر زخون سواران بود پر از مرد دانا بود دامنش پر از خوبْرُخْ چاك پيراهنش چه افسر نهى سرت بر، چه ترگ براو بگذرد برّ و پيكان مرگ «٣»