فرار از جنگ

فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥

بِاذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ» «١» اكنون خدا به شما تخفيف داد. و دانست كه در شما ضعف (ايمان) پديد آمده است. (در اين حال) اگر صد نفر از شما صابر باشند بر دويست نفر از كفّار غلبه مى‌كنند. و چنانچه هزار نفر از شما صابر باشند بر دو هزار نفر باذن خدا پيروز مى‌شوند و خداوند با صابران است.
در اين آيه شريفه، هشتاد درصد تكليف به مسلمانان تخفيف داده شده است. يعنى بجاى آنكه هر مسلمانى مكلّف باشد در مقابل ده نفر مقاومت كند، وظيفه دارد در برابر دو نفر از كفّار مقاومت نمايد و از ميدان نبرد نگريزد. البته اين تخفيف بدان خاطر است كه مسلمانان دچار ضعف ايمان شدند و در نتيجه از مقاومتشان كاسته شده است.
آنچه از اين دو آيه روشن مى‌شود، تكليفى است كه مسلمانان در دو پاره طولانى از زمان به عهده داشتند، در يك مقطع از زمان اگر هر مسلمان از مقابل ده نفر از كفار مى‌گريخت، فرار از زحف محسوب مى‌شد. و در مقطع ديگر اگر از مقابل دو نفر مى‌گريخت، فرار از زحف به شمار مى‌رفت.
علّامه طباطبائى (قدّس سرّه) در ذيل دو آيه مذكور مى‌فرمايد:
ظاهر اين است كه اين دو آيه در مقام بيان حكم تكليفى است. چون تخفيف وقتى است كه قبلًا تكليفى باشد. و لو اينكه، لفظ، لفظ خبرى است ولى منظور، امر است. و مراد آيه اوّلى اين است كه يكى از شما مسلمانان در مقابل ده نفر از كفّار بايستد. اين يك تكليف است و اگر فرار كرد به تكليفش عمل نكرده است. و در آيه دوّمى منظور اين است كه خداوند در تكليف تخفيف داد. يعنى از اين پس بايد يكى از شما در برابر دو نفر از كفارمقاومت كند. واگر از مقابل دو نفر آنان گريخت، به تكليف خويش عمل نكرده است. «٢»