فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩
٢. ابن ادريس (٥٤٣- ٥٩٨) درباره فرار از جنگ مىنويسد:
و لايجوز ان يفر واحد من واحد و لااثنين؛ فان فر منهما كان مأثوماً: اگر يك رزمنده مسلمان (در صحنه نبرد) در مقابل يك يا دو تن از نيروهاى شرك قرار گيرد جايز نيست فرار كند، اگر چنين كند، گناهكار است. «١» ٣. علّامه شيخ نظام الدين ساوجى از شاگردان شيخ بهايى (قرن دهم) پس از بيان عدم جواز فرار مىفرمايد:
هنگامىكه دولشكر صف آراستهاند، رزمنده اگرچه گمان به كشتهشدن خويش داشته باشد، نمىتواند فرار كند. مگر آنكه قصد داشته باشد كه با دشمنان حيله كند ... «٢» ٤. محقّق حلّى (٦٠٢- ٦٧٦ ه.) پس از ذكر اين كه فرار جايز نيست مىگويد:
و همچنين اگر احتمال قوى بدهد كه اگر ايستادگى كند، كشته خواهد شد، جايز نيست بازگردد. به دليل آيه مباركه «اذا لَقيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا» «٣» هنگامى كه باگروهى از لشكريان دشمن، روياروى گشتيد ثبات و استقامت بورزيد ... «٤» همچنين ايشان در كتاب مختصر النافع مىافزايد:
... فرار جايز نيست. هر چند گمان قوى داشته باشد كه شكست مىخورد. «٥»