فرار از جنگ

فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩

آن هنگامى كه گروهى از منافقان گفتند: اى مردم يثرب جاى ماندن شما نيست. باز گرديد. و گروهى از آنان نيز از پيامبر اكرم (ص) اجازه مرخّصى مى‌خواستند. (تا جبهه جنگ را ترك گويند.) مى‌گفتند:
خانه‌هاى ما بى حفاظ و بى‌سرپناه است. و حال آنكه خانه‌هاشان بى‌حفاظ نبود و جز فرار قصدى نداشتند.
شأن نزول‌ آيه مذكور در مورد جنگ احزاب نازل شده است. در اين جنگ مسلمانان به تعداد سه هزار نفر، پشت خندق، در محاصره ده هزار نفر از مشركان قرار داشتند.
مسلمانان ضعيف ايمان بسيار مى‌ترسيدند و به تعبير قرآن: «وَ اذْ زاغَتِ الْابْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ» «١» شبيه محتضر بودند. چشمها خيره و جانها به گلو رسيده بود. در اين ميان منافقان علاوه بر شايعه پراكنى و ايجاد ترس در جبهه مسلمانان با قدرتمند نشان دادن جبهه دشمن، خود نيز پى بهانه‌اى بودند تا صحنه نبرد را ترك كنند و فرار را بر قرار ترجيح دهند. از اين رو با اين بهانه كه خانه‌هاى ما بى‌حفاظ است و ممكن است مورد دستبرد دشمن قرار بگيرد، در صدد بودند تا فرار كنند. در اين هنگام آيات فوق نازل شد و ماهيّت آنان را روشن ساخت و در ضمن به آنان طعنه زد و فرمود:
«وَ لَوْدُخِلَتْ عَلَيْهِمْ‌مِنْ‌اقْطارِها ثُمَّ سُئِلُواالْفِتْنَةَ لَاتَوْها وَ ماتَلَبَّثُوا بِها الّا يَسيراً» «٢» اين گروه آن قدر سست ايمانند كه اگر دشمنان از اطراف مدينه وارد شوند و اين شهر را اشغال نظامى كنند سپس به اين گروه پيشنهاد نمايند كه به آئين شرك و كفر باز گرديد، به سرعت مى‌پذيرند و براى انتخاب كفرجز اندك مدتى درنگ نخواهند كرد