فرار از جنگ

فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢

مى‌شود، زيرا به علت كثرت نفرات حركت كننده، از دور به نظر مى‌رسد كه روى زمين مى‌لغزند و پيش مى‌روند.
با روشن شدن معنى: «فرار» و «زحف»، اصطلاح «فَرَّ مِنَ الزَّحْف» يعنى «از جهاد و برخورد با دشمن- به هنگام جنگ- گريخت. «١» مؤلف كتاب لسان العرب مى‌نويسد:
«فَرَّ مِنَ الزَّحْفِ اىْ فَرَّ مِنَ الْجِهادِ وَ لِقاءِ الْعَدُوِّ فِى الْحَرْبِ» «٢» از زحف فرار كرد يعنى از جهاد و برخورد با دشمن در جنگ، گريخت.
گرچه «فرار از زحف» و «تخلّف» از جنگ هر دو در قرآن كريم و روايات اسلامى نكوهش شده است اما براى كسى كه به عمل ناپسند «فرار از زحف» اقدام كند نكوهشى شديدتر و كيفرى سنگين‌تر در نظر گرفته شده است، و با لحن شديدتر و عتاب آميزترى از او سخن به ميان آمده است. «فرار از زحف» از گناهان كبيره شمرده شده كه نزد خداوند بسيار سنگين است و اين شاهد بدان دليل باشد كه پيامدهاى و آثار فرار، ناگوارتر و ضربه‌هاى آن بر پيكر نيروهاى اسلامى شديدتر، و مفاسد آن بيشتر از «تخلّف» است.
همچنانكه خواهد آمد، فرار از صحنه پيكار، از ابّهت و عظمت رزمندگان اسلام مى‌كاهد و روحيّه آنان را ضعيف مى‌كند، بذر فتنه و از هم گسستگى را در ميان آنان مى‌پاشد، و در مقابل، نيروهاى دشمن را تقويت مى‌كند و باور قدرت و برترى نظامى را در آنان زنده مى‌سازد و بر جرأت و جسارتشان مى‌افزايد و در نتيجه ضربه‌هاى سخت و گاه جبران ناپذيرى بر پيكره اسلام فرود مى‌آورد. شايد به همين دليل در برخى از روايات، «فرار از جنگ» در رديف شرك به خدا قرار گرفته و به عنوان گناه كبيره جبران ناپذير (لا كَفَّارَة لَهُ) معرّفى گشته است.