ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٨٩ - ١-٢ دوره باستان
سن اوگوستين [١](٣٥٤-٤٣٠ م) اولين عالم مسيحى است كه اين نظريه را از ديد مسيحيت مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. وى جنگهايى را مشروع مىداند كه يا جنبه تدافعى داشته باشند و يا اگر هم تعرضى هستند، به تلافى تجاوز به يك حق و يا جهت جبران خسارت صورت گرفته باشد. نفوذ نظريه آگوستينى، از دوران باستان به قرون وسطى كشيده شده، بويژه قرنهاى سيزدهم و چهاردهم توسعه بيشترى يافت و تعريفهاى جديدى يافت.
در قرون وسطى سن توماس آكويناس (١٢٢٥-١٢٧٤ م) نظريه جنگ مشروع را در نهادهاى حقوقى وارد كرد. نفوذ مسيحيت و كليسا موجب شد تا جنگهايى كه پادشاهان به فرمان يا تأييد رهبران كليسا و تحت پوشش طرفدارى از مسيحيت انجام مىدادند مجاز و مشروع و ساير جنگها حرام و نامشروع اعلام شوند.
نمونه بارز جنگهاى مشروع از ديد سردمداران كليساى مسيحى در دورۀ قرون وسطى جنگهاى صليبى است. در اواخر قرن شانزدهم دو تن از علماى مسيحى اروپايى به نامهاى «ويتوريا» (١٥٤٦-١٤٨٠ م) و سوارز (١٦١٧-١٥٤٨ م) سعى كردند نظريه جنگ مشروع را تحت نظم و قاعده درآورند. طبق اين نظريه جنگ مشروع جنگى است كه داراى چهار شرط باشد.
الف) «عنوان عادلانه» يعنى اعلام رسمى مقام صلاحيتدار؛
ب) «انگيزه عادلانه» يعنى انگيزه مبتنى بر عدالت و متناسب با مضارّ ناشى از جنگ باشد؛
ج) «ضرورت» يعنى فقدان ديگر راههاى احقاق حق؛
د) «راهبرى عادلانه جنگ» بهطورى كه زمينه اعادۀ نظم و صلح را فراهم سازد. [٢]
نظريه فوق هر چند گامى به پيش در جهت ضابطهمند كردن جنگ مشروع محسوب مىشد، اما با اين حال خالى از ايراد نبود؛ از جمله طبق اين نظريه مدعى در عين حال قاضى هم هست. زيرا هر كشورى خود در مورد انگيزه عادلانه بودن جنگ، ضرورت و راهبرى عادلانه قضاوت مىكند.
در اسلام نيز جنگ مشروع به رسميت شناخته شده است. با شرايط و ضوابط جنگ مشروع در اسلام در قسمت اول آشنا شديم.
[١]
[٢] . «مشروعيت جنگ و توسل به زور از ديد حقوق بينالملل» ، مجله سياست خارجى.