ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٨٥ - ١-٧ دلايل مشروعيت عمليات استشهادى
شهيد ثانى در توجيه اين فتوا بر اين باور است كه «استقامت تا سرحد مرگ» نه تنها هلاكت نيست بلكه رسيدن به حيات جاويدان اخروى است. بنابراين اساساً تعارضى بين اطلاق دو آيه مباركه «إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا» و «و لا تلقوا بايديكم الى التهلكه» كه عدهاى توهم كردهاند نيست. [١]صاحب جواهر «وجوب استقامت تا شهادت» را در فرض دو برابر بودن يا كمتر بودن تعداد دشمنان از تعداد مسلمانان حتى در صورتى كه احتمال قوى مىدهد كه كشته مىشود، به علامه در ارشاد ، تحرير و تذكره و فاضل مقداد در تنقيح و شهيد ثانى در مسالك و ديگران نسبت داده و براى وجوب استقامت تا شهادت، به آيه شريفه «إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا. . .» و نصوص مستفيض يا متواتر كه بر حرمت فرار از جنگ دلالت دارند، و اينكه بناى جهاد بر جانبازى است و. . . استدلال كرده است.
چهار. جواز حمله به قلب لشكر دشمن:
يكى از فروعاتى كه در فقه مطرح شده اين است كه آيا يك نفر مجاز است با علم يا ظن به اينكه با حمله كردن به قلب لشكر دشمن به شهادت مىرسد، به اين عمل شهادت طلبانه اقدام كند؟ علماى اهل سنت با استناد به مواردى از سيره مسلمانان در جنگهاى مختلف اين عمل را با شرايطى جايز شمردهاند. حتى امام محمد غزالى آن را مورد اتفاق علما شمرده است. [٢]
قرطبى در ذيل آيه «وَ لاٰ تُلقُوا بِاَيديٖكُم اِلَى التَّهلُكَة» نوشته است:
مانعى ندارد كه مرد مسلمانى به تنهايى به لشكر عظيمى حمله كند مشروط به اينكه توان چنين حملهاى را داشته باشد و قصدش الهى و درصدد اعلاى كلمة الله باشد. و مصالح چنين اقدامى بر مقاصدش ترجيح داشته باشد. در اين صورت كار او از بهترين اعمال بوده و جانش را براى كسب رضايت الهى فدا كرده است.
اين فرع گرچه به صراحت در فقه شيعه مطرح نشده ليكن با توجه به نمونههاى فراوانى از اينگونه اقدامها در صدر اسلام بويژه سيره رسول اعظم در جنگها و سيره امام على و امام
[١]
[٢] . احياء العلوم، ج ٧، ص ٣٦.