ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ٥٩ - ٣-٢ عقل و فطرت
بعضى آيات قرآن كه براى تحريك به دفاع وجدان مسلمانان را مخاطب ساخته فطرى بودن دفاع را مورد تأييد قرار داده است مانند:
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ. (توبه:١٣)
چرا با گروهى كه سوگندهاى خود را شكستند و بر آن شدند كه فرستاده خدا را بيرون كنند و نخست بار، بناى ستيزه با شما را گذاردهاند، نمىجنگيد؟ .
جمله «وهم بدؤكم اول مرة» به روشنى بر فطرى بودن دفاع و مقابله به مثل دلالت دارد، خداى متعال با بيان اين جمله مىخواهد انگيزه و فطرت دفاع از خويش را كه تحت تأثير ترس يا عوامل ديگر ضعيف شده، زنده سازد. آيه با خطاب به مسلمانان و اشاره به اينكه مشركان، پيمان شكستند و آغازگر جنگ بودند، به مسلمانان نهيب مىزند كه آيا شما كه انسان هستيد و فطرت انسانى داريد نمىخواهيد از خود دفاع كنيد؟ اين بدان معناست كه دفاع يك اصل انسانى و قانون فطرى بشرى است. خداى متعال از قول بنىاسرائيل در پاسخ پيامبر زمان خود نقل كرده است كه گفتند:
قَالُوا وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا. (بقره:٢٤٦)
گفتند: چرا در راه خدا نجنگيم با آن كه ما از خانههامان و كنار فرزندانمان بيرون رانده شدهايم؟ [١]
پاسخى كه خداى متعال از قول آنان نقل مىكند، مبتنى بر گرايش فطرى بشر به دفاع است كه آن را به عنوان يك اصل انسانى پذيرفتهاند و براى همه قانعكننده است. آنچه تعجبآور به نظر مىرسيد و سبب توبيخ و سرزنش آنان شد، سرپيچى آنان پس از فرمان جنگ بود كه جز تعداد كمى از آنان به كارزار با دشمن نپرداختند. [٢]
آرى انسان كه فطرتش او را از تجاوز به حريم ديگران به شدت باز مىدارد، همين كه مورد تجاوز ديگران قرار گرفت، همان كارهاى ممنوع اوليه را نسبت به متجاوز، بدون هيچ منعى از سوى وجدان و فطرتش انجام مىدهد و پس از انجام آن نيز هيچ احساس گناهى نمىكند در صورتى كه اگر آغازگر اين نوع كارها بود به شدت از سوى وجدان و فطرت مورد سرزنش قرار مىگرفت.
[١] . بنىاسرائيل پس از وفات حضرت موسى (ع) از پيامبر زمان خود درخواست فرماندهى كردند تا همراه او در راه خدا بجنگند. او گفت: شايد نسبت به فرمان جهاد سرپيچى كنيد و به مقابله با دشمن برنخيزيد آنان در پاسخ با تعجب گفتند: . . .
[٢] . فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ. (بقره:٢٤٦) علت سرپيچى آنان آن بود كه پاى جان در ميان بود. يعنى به طور فطرى مايل بودند با دشمن نبرد كنند ولى خطرات بعدى را نمىتوانستند تحمل كنند. در مبحث فطرت مطرح شده است كه گاهى برخى از گرايشهاى فطرى تحت تأثير گرايش فطرى قوىتر سركوب مىشوند.