ترور و دفاع مشروع - برجی، یعقوبعلی - الصفحة ١٢٦ - ٢-٢ قوانين اسلام و خشونت
مواجه شد و قريش از هيچ گونه آزار و شكنجه، اهانت و افترا دريغ نورزيدند و او را فردى كذّاب، ساحر، مجنون و. . . معرفى مىكردند. . . ولى عكس العمل پيامبر (ص) اين بود «اللّهم اغفر لقومى بانّهم لايعلمون. . .» . [١]عبداللّه بن مسعود نقل مىكند كه من ديدم كه قوم پيامبر او را مضروب ساخته و خونآلود مىكردند، ولى او خونها را از صورتش پاك مىكرده، مىگفت: بارالها قوم مرا بيامرز كه آنان ناداناند. [٢]
امامان (ع) نيز در رفتارهاى فردى و اجتماعى از خشونت بهره نمىگرفتند، چه بسا افرادى كه با آنان با خشونت برخورد مىكردند ولى رفتار محبّتآميز آنان شديداً مردم را تحت تأثير قرار داده و برخى افراد غير مسلمان، مسلمان شده و افراد مسلمان جذب امامان مىشدند. [٣]
٢-٢. قوانين اسلام و خشونت
آيا تشريع و اجراى قوانين جزائى مانند حدود، قصاص و جهاد خشونت نيست؟ در پاسخ توجه شما را به اصول زير جلب مىكنم:
يك: اصولاً جعل احكام جزائى و كيفرى با هدف جلوگيرى از ناهنجارىها و حاكميّت عدالت و تأمين مصالح فردى و عمومى به وجود مىآيد، از اين رو در قرآن از اجراى قانون قصاص به عنوان حيات اجتماعى ياد شده است: [٤]«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُوْلِي الْأَلْبَابِ» . (بقره:١٧٩) از سوى ديگر برخورد با مفسدان و قانون شكنان ايجاب مىكند كه قانون بازدارنده تشريع شود. واقعيّت اين است كه تشريع برخى از قوانين به منظور جلوگيرى از ناهنجاريها و قانونشكنىها، اجراى عدالت، برقرارى امنيّت و دفاع از حقوق اكثريّت مردم و دفاع از نظام مشروع صورت مىگيرد. چه بسا انسانهايى كه قرآن از آنها به عنوان حيوان ياد مىكند. [٥]امنيت مردم را در خطر انداخته و رأفت و مهربانى و هدايت بر آنان تأثير ندارد نياز به راهكارهاى بازدارنده دارند كه همان قوانين جزائى و كيفرى است. برخى از نظريّهسازان غربى مثل هابز كه انسان را ذاتاً مغرور و خودخواه مىداند قدرت دولت را وسيلۀ كنترل خودخواهى بشر مىداند. وى معتقد است كه
[١]
[٢] . صحيح بخارى، ج ٩، ص ٢٠.
[٣] . نهج البلاغه، حكمت،٤٢.
[٤]
[٥]